تبليغاتX
جوربا جور

به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون

 

 

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره. تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟

 

 

تركه تو مدرسه 20 ميگره، تو كونش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كون تركه پاره ميشه!!!

 

 

تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ميبينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي ميپرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره ميكنه! بازپرسه ازش ميپرسه: بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه: جناب سروان،گوز گنده داده بود

 

 

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست

 

 

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد

 

 

تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!

 

 

تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! ازش مي پرسند: چرا اسمشو اينجوري گذاشتي؟! ميگه: آخه تخم سگ از دو تا كاندوم گذشته

 

 

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

 

 

تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشين ميبرده، نيرو انتظامي جلو شو ميگيره. سربازه به زنه ميگه: خواهر پياده شو . تركه برميگرده ميگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست

 

 

تركه داشته ميرفته , يه دفعه ميرسه به يه هيئت , از يكي جلو در ميپرسه , آقا اينها چي كار ميكنن؟ يارو ميگه : اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه : اوه , كنترات بده 3 روزه ميزنيم!

 

 

به تركه ميگن: شما دانشگاه ميري؟ ميگه: اگه بار بخوره ميرم

 

 

تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

 

 

تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر

 

 

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره

 

 

به يه تركه ميگن اون كدوم پيغمبر بود كه يه مشت پرنده و حيوون رو جمع كرد و برد تو كشتي يارو يه كم فكر ميكنه و ميگه حضرت يوگي عليه السلام

 

 

تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده

 

 

به تركه ميگن حال ساده رو تعريف كن ميگه : لب

 

 

قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو

 

 

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه،‌ غوله از توش در مياد ميگه: يه آرزو بكن. تركه ميگه: ميخوام از كيرم به جاي شاش شامپاين بياد! غوله هم ميگه:‌ باشه. خلاصه تركه شب ميره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعريف ميكنه، بعد ميگه:‌ برو يه ليوان بيار يه حالي بكنيم! زنه ميگه:‌ چرا فقط يه ليوان؟! تركه ميگه:‌ خوب تو از شيشه بخور

 

 

تركه ميره رشت، لهجش برميگرده اما خودش يه چند ماهي رشت ميمونه

 

 

يه تركه وسط بيابون بوده داشته از گشنگي مي مرده , آخرش از سر ناچاري به فكرش مي افته , کیرشو شو ببره بخوره , تا ميآد قطع كنه يه صدا میآد:"بيشتر فكر كن". تركه بهش برمي خوره و منصرف ميشه كلي هم به خودش بد و بيراه مي گه . دوباره چند ساعت ميگذره , دوباره گشنگي بهش فشار ميآره و ...تا ميآد قطع كنه يه صدا مي آد"بيشتر فكر كن".دوباره بيخيال ميشه , دفعه سوم كه داشته از گشنگي مي مرده دوباره همون صدا ميآد ولي بيخيال ميشه و كيرشو قطع مي كنه , ايندفعه صدا ميآد :" نگفتم بيشتر فكر كن , حداقل ميذاشتي راست بشه , دو وعده مي خوردي

 

 

به تركه ميگن: با حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد

 

نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/10/14 ساعت 11:31 | لینک ثابت |

sender:mahnazkhanomi1@yahoo.com
تغييرات تازه در فرهنگ لغات:
·     كبريت:خلال دندان اقشار كم در آمد!
·     خود كار:گوش پاك كن اقشار كم در آمد!
·     كليد: همون خودكار!
·     قهوه:ابزاتر كار فال گيرها !
·     فرش:قبلا روي زمين بود، حالا روي ديوار!
·     بيني:عضوي از صورت كه حتما بايد مورد عمل جراحي قرار بگيرد.
·     پول:چرك دوست داشتني كف دست !
·     بنزين:بهانه اي براي گران شدن همه چيز.
·     دفتر چه تلفن: پرونده اطلاعات سري!
·     كيوسك روز نامه فروشي:فروشگاه سيگار و كارت تلفن و اينترنت و ... (و البته اگر جايي هم ماند روزنامه)
·     كيوسك تلفن:هتل خيابان خوابها!
·     پسته: طلاي خوراكي!
·     بيست : لقب آدم هاي باحال !
·     روزنامه: سفره يك بار مصرف !
·     پياز:قبلا اول آن را مي خريدي و بعد اشكت در مي اومد اما حالا اشكت در مي آيد تا بتواني دو سه كيلواز آن را بخري!
نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/10/14 ساعت 11:29 | لینک ثابت |
۸ سال : اونو رو تخت می برن و براش داستان می گن

18سال : یه اون داستان می گن تا ببرنش رو تخت

28 سال : برای بردنش رو تخت احتیاج به گفتن داستان نیست

38 سال : برات داستان میگه تا تو رو ببره رو تخت

48 سال : براش داستان می گی تا تو رو نبره رو تخت

58 سال : یه داستان باید جور کنی تا از رو تخت بتونی فرار کنی

نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/10/14 ساعت 11:23 | لینک ثابت |
آدم عتيقه: كسي كه داراي خصوصيات منحصر به فردي است.

آرنولد فشرده: به آدم‌هاي ريزه‌ميزه‌اي كه زيبايي اندام كار مي‌كنند، آدم ريزه هيكلي كه تيپ ورزشكارهاي زيبايي اندام را مي‌گيرد.

آرنولد فشرده: كسي كه هيكل ريزه‏ميزه دارد، ولي به باشگاه زيبايي اندام مي‏رود.

آشغال كله: كله‏شق، بي‌فكر (آدم مزخرف)

آشغالانس: در زمان شهرداري كرباسچي گاري‏هاي كثيف حمل زباله تبديل به ماشين‏هاي مدرن حمل زباله شد كه هم چراغ گردان داشتند و هم موسيقي مي‏نواختند. به دليل شباهت اين ماشين‏ها به آمبولانس به آنها آشغالانس مي‏گفتند.

آفتابه ننه‌شو گرو گذاشته: به كسي كه به همه بدهكار است، مي‌گويند.

آلت عبادت: مهر، تسبيح.

آناناس: گه، عن.

آويزون: به كسي كه خروس بي‌محل باشد، زيادي يا مزاحم باشد، مي‌گويند.

ا:

ارائه دادن: ضايع كردن، خراب كردن، (وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب كند به طعنه به او گفته مي‌شود)

اصغر آرنولد اينا : به كساني كه در باشگاه زيبايي اندام هيكل درشت مي‏كنند، اما تيپ روستايي دارند گفته مي‏شود، به كسي كه زياد قپي مي‌آيد و خودش را زورمند نشان مي‌دهد.

اصغر يه لامپ: به شخصي كه يك چشمش نابيناست يا چپ است، مي‌گويند.

اعصابم خط‌خطي شد: حالم گرفته شد.

افتاد تو ميكسر: قاطي كرد. وضع روحي‏اش به هم ريخت.

افتاد؟: وقتي حرفي را به كسي مي‌زنند براي اينكه ببيند موضوع را فهميده در آخر اين كلمه را به حالت سوالي به كار مي‌برند.

افغاني: به شخص تنها و گوشه‌گير، مي‌گويند.

اند مرام بازي: نهايت بامعرفت بودن، نهايت خوبي و صفا.

اند مرام: در مرام، آداب رفاقت و... رو دست ندارد.

اند: رو دست نداشتن، بي‌همتا بودن.

اوبس: خيلي خوب، خيلي جالب، خيلي خوب، با كيفيت. (از همه نظر عالي)

اوپديس اوپديس كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.

اوپديس بازي كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.

اوتور بابا: بشين سر جات، حرف نزن.

اوچيكتيم: كوچيكتيم.

اوشكول: نفهم، نادان، تازه به دوران رسيده.

اومد راه برود تك چرخ زد: وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب يا اشتباه مي‌كند، مي‌گويند.

ايكي ثانيه: خيلي سريع، با سرعت.

اين كاره: به شخص مطلع و وارد در مورد چيزي يا موضوعي، مي‌گويند.

اين گولياست: اين طوري است.

اينجورياست: اين طوري است.

ب:

با گوز بعدي پرواز داره: به كسي كه در مورد چيزي يا مسئله‌اي ادعاي بي‌خود داشته باشد، مي‌گويند.

با گوز من سشوار نكش: وقتي كسي حرف طرف مقابل را تكرار كند. (از طرف مقابل ايده بگيرد)

با مرام: كسي كه داراي معرفت است.

با مرده در حال فرار لواط كرده: به كسي كه كار نشدني و غير ممكن را انجام داده است، مي‌گويند.

بار كردن: متلك گفتن. ناسزا گفتن. رو كم كردن از طريق حرف زدن.

باشگاه‏رو : به كساني كه باشگاه زيبايي اندام مي‏روند گفته مي‏شود.

ببند گاله رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.

ببند نوك‏تو: دهانت را ببند، ساكت باش.

ببو گير آوردي: وقتي كسي آدم‏هاي ساده را پيدا مي‏كند و اذيتشان مي‌كند يا سرشان را كلاه مي‏گذارد، مي‏گويند.

ببو ياب داره : كساني كه دنبال آدمهاي ساده لوح مي‌گردند و وقتي كه آنها را پيدا كردند مثلا اذيتشان كند يا سرشان كلاه بگذارد يا....

بچه مثبت: كسي كه داراي اخلاق و فضايل اسلامي و خوب است.

بخواب بينيم: زياد حرف نزن. ساكت باش. (خفه شو)

بخواب تو جوب سيرابي: ساكت باش، برو بينيم، ول كن، نوعي بي‏اعتنايي در مقابل تهديد و قلدري.

بخواب تو جوب: ساكت باش، زياد حرف نزن.

بخواب تو جوب، ماهي شو برو : ساكت باش، زياد حرف نزن. (كمي با حالت ملايمت همراه است)

بخواب لحاف يخ كرد: زياد حرف نزن، چرت و پرت نگو. (خفه شو)

برو بچ: (مخفف بروبچه‌ها) دوستان.

برو جلو بوق بزن: ادعا نكن، حرف الكي نزن.

بشين بينيم: ساكت باش، حرف نزن.

بقچه: باسن.

بكش زيپ رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.

بگوز، بازار مسگر است : وقتي كسي حرف مفتي مي‏زند، در شرايطي كه نمي‏توان به او پاسخ داد، مي‏گويند.

بلانسبت گاو: از گاو نفهم‏تر.

به سايز گوزت نميخوره: به كسي كه ادعا دارد، مي‌گويند.

به گوزگوز افتادن : خسته شدن، طاقت از دست دادن، بريدن، به التماس افتادن، به غلط كردن افتادن.

بهداري: به آدم تميز و وسواسي، مي‌گويند.

بي روغن سرخ كردن: در مورد كسي كه جو بگيردش مي‌گويند.

بي لنت: بدون ترمز، وقتي كاري را شروع مي‌كند ديگر دست بردار نيست.

بيسكويت: به آدمي كه باحال باشد، مي‌گويند.

بيل مي‌زند: براي كاري كه به سختي به نتيجه مي‌رسد تلاش بسيار مي‌كند.

پ:

پارازيت ننداز: به كسي كه وسط حرف ديگران مي‏پرد، مي‏گويند.

پارازيت ول نكن: به كسي كه وسط حرف ديگران مي‏پرد مي‏گويند.

پارازيت: حرف نامربوط.

پرچم: وقتي كسي يا چيزي انگشت‌نما شود مي‌گويند.

پسته: به زن بدكاره مي‌گويند.

پشندي: آدم درب و داغون.

پلفسل: (پروفسور) به آدم تحصيل كرده، مي‌گويند.

پوز زدن: حال گرفتن، رو كم كردن.

پوز زني: رو كم كني، حال گيري.

پول آجيل: رشوه.

پياده شو با هم بريم: به كسي كه خيلي حرفهاي تند، گنده، دروغ و... مي‌زند، مي‌گويند.

پيژامه دم كنم: يعني خيلي تحويلت بگيرم.

پينك باز: طرفدار گروه پينك فلويد.

ت:

تابلو: وقتي كسي يا چيزي انگشت‌نما شود مي‌گويند.

تپه نريده باقي نگذاشته: به كسي كه خلافي نمانده كه نكرده باشد، مي‌گويند.

تريپ زدن: خوش تيپ شدن.

تريپ لاو: در مورد روابط بين دختر و پسري اين كلمه را به كار مي‌برند كه خيلي رمانتيك و... با هم رفتار مي‌كنند.

تريپ: تيپ، فرم، دور، رفت و برگشت.

ته سيگال: (ته سيگار) به آدم بي‌ارزش و مزخرف، مي‌گويند.

تهران 51: آدم دولتي، كارمند دولت، آدم حكومتي.

ته‌ش دراومد: تمام شد، به انتها رسيد.

تو رو ننه زائيده، ما رو زن بابا: (در دو معني به كار مي‌رود) ما دوتا مثل هم هستيم، ما دو تا با هم فرق داريم.

تو لب رفتن: كز كردن و منزوي شدن، گوشه نشيني، ناگهان به فكر فرو رفتن.

تيغي زدن: شرط‌بندي كردن، بر سر موضوعي شرط بستن، بازي بر سر چيزي.

ث:

ج:

جان كوچولو : به آدم بسيار تنومند و درشت‏هيكل مي‏گويند.

جاي دندانهايم روي زمين مانده: در موردي كه كسي خيلي ترسيده باشد عنوان مي‌شود (زمين را از ترس گاز زدم)

جسد: به آدم ضعيف و زپرتي، مي‌گويند.

جوات مبيل: پژو آردي، مخصوصا رنگ سبز.

جوات مخفي: پژو آردي

جوات: پيكان

جواد: به كساني كه مثل روستائياني كه تازه به شهر آمده باشند و شلوارهاي پيلي‌دار خمره‌اي و... بپوشند و پيكانهاي مدل پايين و يا موتور 125 با آن تيپ وصف شدني سوار شوند و... مي‌گويند. (كنايه از بدتيپي و تازه به دوران رسيدگي است)

جيك ثانيه: خيلي سريع، فوري، زود.

جيم فنگ: جيم شدن، از زير كار در رفتن.

چ:

چايي نخورده، پسرخاله شد:  فورا صميمي شد.

چه جورياست؟: براي گرفتن اطلاعات در مورد چيزي يا كسي به طرف مقابل گفته مي‌شود.

چوخ‏لس: بر وزن مخلص و به معناي ارادتمند.

چوق: واحد پول، معادل هزارتومان.

ح:

حال پخش كردن: به كسي كه در جمعي به ديگران لطف مي‌كند، مي‌گويند.

حالا دنيا رو چه جوري مي‏بيني؟: وقتي كسي از توالت بيرون مي‏آيد به شوخي به او مي‏گويند.

حالتو اخذ كردم: حالتو گرفتم، نوعي بيان شوخ طبعانه.

حرف بار كردن: متلك گفتن. رو كم كردن.

حرف خوردن: وقتي كسي حرف بدي را مي‏شنود و جوابي ندارد كه بگويد يا جوابي نمي‏گويد مي‏گويند حرف خورد.

حزبل: به كساني كه خيلي حزب‌اللهي (6 موتوره) باشند مي‌گويند.

حق و حساب: رشوه.

نظر یادتون نره

نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/10/14 ساعت 11:20 | لینک ثابت |

يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند .
يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست
اصفهانيه اول نشست و گفت :
ما اصفهانيا آدماي مهمون نواز و دست و دل بازي هستيم
يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد
نوبت رشتيه شد :
ما رشتيا آدمهايي هستيم با مرام ، غيور و با غيرت
يه دفه دستگاه گردنش رو زد
تركه نشست :
ما تركا آدمايي هستيم.
دستگاه گردنش رو زد ...
__________________
نقطهه ميره قزوين، صفر ميشه!!


__________________
یه روزی یکی از اقوامای ترکه میمیره بعد ترکه وایساده بوده و خرما میداده
هر کی رد میشد یه خرما بر میداشت تا اینکه یه دفه یه نفر ادمد و چنگی به خرماها زدو دو سه تایی برداشت یه دفه ترکه عصبانی شدو گفت: هوووووووووووووی!!! چه خبره؟!؟!؟ یه نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده!
__________________
يه روز يه زنه سه نفر و مياره تو خونه . بهشون ميگه اگه كسي اومد بريد تو گوني . بعد شوهر زنه ميرسه . اون سه تا ميرن تو گوني . مرده مياد يه لكد ميزنه به گوني اول . صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه صداي نون خشك ميده . به سومي ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه بازم صدا نميده . چند بار ديگه ميزنه . يارو شاكي ميشه مياد بيرون ميگه : كره خر ، آرده ، آرد صداداره
__________________
اخونده مي ره بالا منبر يه خانومه مي گه حاج اقا من تو خونه حجابم رو رعايت مي کنم .ميگه افرين کليد بهشت رو بدين به اين خانوم. يکي ديگه مي گه حاج اقا اين که چيزي نيست من تو خونه جادرم مي پوشم .مي گه افرين به شما کليد بهشت رو بدين به اين خانوم. يکي ديگه مي گه من تو خونه با رکابي مي گردم.ميگه افرين کليد خونه اينارو بدين به من
__________________
موز رو خوردن توش هويج ميذارن ميدن دست طرف ، يارو باز ميکنه و ميگه : هه هه مال من خونيه !!!
-------------------------------------------------------
رشتيه ميره استاديوم
استاديوم ميره خونه رشتيه
-------------------------------------------------------
تو قزوين پشت بچه هاي كوچيك مي نويسن:

"با نگاهي به اينده درست مصرف كنيم
__________________
چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
__________________
گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور. در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن
__________________
قزوينيه از آفريقا بچه سياه پوست مياره... ميگن اينو برا چي اوردي؟ ميگه : اگه خدا قبول کنه برا محرم و صفر
__________________
نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در چهارشنبه 1385/09/15 ساعت 13:28 | لینک ثابت |
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو تا اصفهانيه ميخواستن دو تا طهرانيه رو سر كار بگذارن، بهشون ميگن: شما بلدين عكس كس بكشين؟! طهرانيا هم ميگن: آره خوب، اينكه كاری نداره و دوتايی يك عكس ترتميز و حسابی ميكشن از عضو مذبور می‌كشن! اصفهانيا ميزنن زير خنده و می‌گن: شنيده بوديم شما طهرانيا كس‌كشين، ولی خودمون نديده بوديم! طهرانيا هم ميگن: ماهم شنيده بوديم شما اصفهانيا به كس‌ننتون ميخندين، ولی خودمون نديده بوديم!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه اصفهانیه میخواسته بره بالا پشتبوم آنتنو درست کنه ، به زنش می گه دو تا تخم مرغ نیمرو کن تا من بیام ، بعد میره بالا پشتبوم و همین که داشته آنتنو درست می کرده یهو پاش می گیره به یه سیم و از بالا پشتبوم می افته پایین ، به پنجره ی خونشون که میرسه داد میزنه میگه : یکی درست کن یکی درست کن
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ارمنیه و تركه و رشتیه و اصفهانیه یك عمر رفیق بودن. باری، از بخت بد، ارمنیه مرحوم میشه، باقی رفقا
هم میرن تشییع جنازش. رسم این ملت هم گویا این بوده كه هركدوم از نزدیكان باید دم آخری یك پولی مینداختن تو قبر. خلاصه اول تركه میره بالاسر قبر و كلی گریه زاری میكنه و آخر هم دست میكنه، ده تا هزاری میندازه تو قبر. بعد رشتیه میاد باز كلی آه و ناله میكنه و بعد هم دست میكنه ده تا هزاری میندازه تو قبر. آخری نوبت اصفهانیه میشه، میاد جلوی قبر كلی گریه زاری میكنه، آخرش هم با بغض میگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگیرم. بعد یك چك سی‌هزارتومنی می‌نویسه میندازه تو قبر، بیست‌هزارتومن بقیشو برمیداره!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه حاجی اصفهانیه میره خونه یه بابائی مهمونی و شب هم می مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را میکنه ، حالا از یارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا یارو اصفهانیه بیدار میشه میبینه آبرومون میره ، یارو آخرش شاکی میشه میگه خوب برو به بهونه آب خوردن از یخچال ، نور یخچال می افته ببین طرف خوابه یا نه ، حاج خانوم هم میره میبینه بــله اصفهانی خوابه خوابه ، خلاصه میان و مشغول میشن ..... صبح حاجیه بلند میشه به صاحب خونه میگه ( با لهجه اصفهونی ) حج آقا دیشب خیلی تشنم بود ،، صابخونه میگه حاجی آب که بالا سرتون تو یخچال بود بر میداشتین میخوردین ،، اصفانیه میگه نـــــــــــــه حج آقا ، دیشب یکی اومد اینجا یه لیوان آب خورد تا صبح می ک ....... نش
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!!!!!!!!!!!!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
يه روز يه اصفهانيه می خواسته خود کشی کنه می ره با برق خونه همسايه خودکشی می کنه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
موشه خونه اصفهانیه لانه میکنه زخم معده میگیره
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اصفهانیه چیپس میخوره میگه : چه قدر این پولکیها ی شما شورش.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اصفهانیه میره پیش ملای محل واسه پرسیدن مسائل شرعی، میگه: حاج آقا، من سر نماز جای هفت نقطه بدن، هشت نقطه بدنم میچسبه به زمین، نمازم باطل میشه، میگین با این كیر چیكار كنم؟! ملاهه یكم فكر میكنه، میگه: چاره ای نیست، باید یك قسمتش رو كوتاه كرد! خلاصه یارو رو میخوابونه رو تخت و بیهوشش میكنه برای انجام عمل ختنه، منتها یهو با خودش میگه: حالا من چقدر ببرم كه از مردی نیفته؟ میترسم خیلی كوچیك بشه، من كه اندازه دستم نیست! خلاصه میفرسته دنبال حاجیه خانم كه به عنوان یك زن بیاد نظر بده. حاج خانوم میاد و از گوشه چادر یك نگاه میندازه به معامله یارو، میگه: حاج آقا، من میگم حیفس! یك پاشو ببرین!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن اصفهانیه داشته تو حیاط خونه با بچش بازی می‌كرده، هی مینداختتش بالا میگرفتتش،‌ می‌گفته: این دودول چند تومنس؟! این دودول ده تومنس...این دودول صد تومنس! درهمین حین یك جاهله داشته از اونجاها رد میشده، از تو كوچه داد میزنه: آبجی شوما كه قیمت دستتونس، بیا یك نگاه به مال ما بكن ببین چند میارزه!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
توی یكی از پاركهای اصفهان، یك دختر وپسری خلوت كرده بودن. دختره روی پیشونیشو اشاره میكنه، میگه: اینجام درد میكوند. پسره میگه بیا ماچش كنم خوب شه. ماچ میكنه و دختره میگه: آخیش خوب شد. دوباره دختره دست میگذاره رو لپش میگه: اینجام درد می‌كوند. باز پسره ماچ میكنه و خوب میشه. همینجور میرن جلو تا میرسن به لب دختره. تا پسره میخواد ماچ كنه تا خوب شه یهو باغبونه از پشت بوته‌ها سرشو بلند میكنه میگه: دادا، اگه ماچت شفا میدد این بواسیر ما هم درد میكوند، یه فكری به حالش بكون!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز قهرمان آكروبات بازی دنیا میره اصفهان، داشته تو بازار مسگرا راه میرفته یه دفعه میبینه یكی از مسگرا پرید تو هوا پنج تا پشتك زد اومد پایین. یارو كف میكنه، به خودش میگه: من كه مثلا قهرمان جهانم نمیتونم همچی كاری بكنم، میره پیش مسگره میگه: آقا بیا من بهت پنج هزار دلار میدم این كارو به من یاد بده. یارو شاكی میگه: برو بابا دلت خوشه! اگه پنجاه هزار دلار هم بدی، دیگه چكش رو نمی‌زنم رو تخمم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار!!!!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین تل حسابمون با هم قاطی نشه .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سكه 25 تومانی ام را گم كرده ام. مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این25 تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه كردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم!
نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در چهارشنبه 1385/09/15 ساعت 13:17 | لینک ثابت |
یه زنه می ره کیف بخره، فروشنده میگه: ۴۰۰۰۰۰ تومن! زنه میگه: چرا این قدر گرون؟ مرده میگه: آخه جنسش از پوست آلت خره، اگه دست بهش بمالی، چمدون می شه !!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه پسر بچه با پدرش می ره حموم. یه دفعه پسر بچه هه لیز می خوره، در حین افتادن، می زنه و معامله پدره رو می چسبه. پدره محکم می زنه پس گردن پسره و میگه: اگه با مادرت رفته بودی حموم، الان که با مخ خورده بودی زمین!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مردی با طوطی اش به حمام رفت, وقتی داشت پشم هایش را با تیغ می زد, طوطی هی می گفت: می بری ها, می بری ها,...! مرد عصبانی شد و با سنگ پا زد توی سر طوطی و طوطی بیهوش شد. بعد از اینکه مرد از حمام بیرون آمد, زنش به حمام رفت. ناگهان طوطی به هوش آمد و گفت: دیدی بریدی ؟؟!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو تا چسه داشتن باهم بازی میكردن، یك گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی كنیم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه پیرزنه رفت دندوناشو بکشه همه رو کشید بجز یه دندون جلویی بهش گفتن چرا اینو نکشیدی گفت برای اینکه میخوام باهاش چادرمو نگه دارم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
انرژی هسته ای حق مسلم ماست
هسته این انرژی تو کون ملت ماست!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سوسكه با دوستش توى بیمارستان ملاقات كرد ، دوستش گفت خدا بد نده اینجا جه كار میكنید ، گفت نه چیزى مهمى نیست مادرمو با لنگه كفش زدند .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
برا مرغه چندتا مهمون می اد. می بینن یه عکس تخم مرغ رو دیواره. میگن: این عکس چیه؟
مرغه میگه: عکس بچگیامه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه قورباغه قرص انرژی زا می خوره، کرال پشت می ره!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه گوسفند با علف ها یه فنر می خوره،بعد میگه : بع بع بَووووووووووووووو
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه مگسه دست می ندازه دوره گردنه دوست دخترش میگه می دونی از"گه" بیشتر می خوامت
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه بابایی به بچه اش شنای قورباغه یاد میداده، بچه هه یاد نمیگرفته، میره یه قورباغه میگیره میندازه تو حوض به بچه هه میگه خوب نیگا کن یاد بگیر، اما از بخت بد قورباغه هه کرال شنا میکرد!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز، یه مگسه با بچش می ره می شینه روی سر یه آدم کچل. بچه مگسه به مامانش میگه: مامان من تشنمه آب می خوام . مادرش میگه: آخه بچه جون من توی این بیابون بی آب و علف، آب از کجا بیارم؟!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه مار با یک زرافه اذدواج میکنند بچشون غوربآغه مىِشه چرآ؟
چون بچه دآر نمىِشدن از پرورشگاه بچه آوردند .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو سرش میخوره به میله... ... میله هه باد میکنه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو میره زن بگیره بهش میگن بالای مجلس بسین و حرفای گنده بزن اونم میره روی طاقچه میشینه میگه: فیل دایناسور آسمانخراش کامیون.....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پسته و کشمش با هم کل کل می کنن، کشمش به پسته میگه: چرا خشتکت پاره ست؟ پسته:
همین حرف های بد رو گفتی که چوب تو کونت کردن!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
وقتی گردنت رو لیس می زنم، وقتی سینه ات رو چنگ می زنم و وقتی رونت رو گاز می زنم، اوه
مرغ کنتاکی، فراموشت نمی کنم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
استاد به شاگرد :اهمیت پریود را توضیح بده دانشجو : خیلی مهمه استاد ، یه بار خواهرم گفت پریودم عقب افتاده ، مامانم غش کرد بابام سکته کرد ، راننده مون هم فرار کرد!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پسر تهرونیه به مامانش میگه: مامانی، دیروز كه تو خونه نبودی، خاله مهری اومد پیش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش میپره وسط حرفش میگه، واستا... بقیشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعریف كن. خلاصه شب میشه و تهرونیه میاد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره میگه: خوب، دیروز خاله مهری و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چی شد؟ پسره میگه: آره.. بعدش همون كاری رو كردن كه همیشه وقتی باباجون نیست تو و عمو نادر با هم میكنین!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ورژن جدید نفرین رسید
الهی بشینی رو جوجه تیغی
الهی بری قزوین بند کفشت وا شه
الهی نخود بخوری نتونی بگوزی
الهی شاشت بگیره کمربندت باز نشه
الهی بری حموم واجبی بکشا اب قطع بشه
االهی هر کانالی بزنی احمدی نژاد نشون بده
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
معجزه مردها
- بدون میله پرده میزنن
- بدون دریل سوراخ میکنن
- بدون اینکه مرغ باشن تخم دارن
- بدون ابپاش اب می پاشن
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++
آخرین خبر ارسالی از اون دنیا :پل سرات رو خراب کردن تله کابین زدن!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
هیچ وقت با دل یه دختر بازی نکن چون یه دونس همیشه با ممه هاش بازی کن چون دوتاس
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سلام هر چی تماس گرفتم گوشیت در دسترس نبود اگه تلفن ثابت دور ور ت هست بکن تو کونت
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میدونید چرا موهای سر سفید میشن اما کس نه ؟چون سر همیشه داره فکر میکنه ولی کس همش به عشق و حاله!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
نباید می گذاشتم بری جات اینجا خیلی خالیه ...بوی عطرت نمیاد حس بدی دارم چون فکر می کنم همش تقصیر من بود آره نباید "سیفون" رو می کشیدم!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++حرف!
دست!
بوس!
ناز!
نوازش!
گاز!
فشار!
فریاد!
آب!
بچه!
کار!
پول!
دعوا!
طلاق!
زنه دوم!
چرا ای همه بدبختی !
ما به شما جق پیشنهاد میکنیم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه بار یه دزد فرار می کنه، می ره تو جوب می خوابه. پلیسا پیداش می کنن؛ بهشون میگه: شما حق ندارین منو دستگیر کنین؛ اینجا مربوط به نیروی دریاییه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اولی:اگه یه لکه آبی رو دیوار دیدی؟ چیه؟
دومی:یه مورچه که شلوار لی پوشیده!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه چوب كبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
- تو كه تاجر معتبری هستی اگه روزی بیفتی و بمیری ثروتت به كی میرسه؟
- خب معلومه به زنم.
- اگه زن نداشتی چی؟
- اگه زن نداشتم كه به این زودیها نمیمردم!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك خبر خوب كه باعث خوشحالی هممون میشه. من وقتی این خبر شنیدم از خوشحالی اشك تو چشام حلقه زد!!! ( حاج زنبور عسل) مادرش رو تو اوركت پیدا كرد....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه جوراب راه می رفته، میگه: عمرن اگه لنگه مو پیدا کنین!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
- نمی دونم چطور از شما تشكر كنم كه تلافی محبت شما باشه؟
این موضوع رو فنیقی ها بااختراعی كه كردند, حل كرده اند.
- مگه فنیقی ها چی اختراع كردند؟
- پول!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مردی از سفر خود به آلمان تعریف کرد. گفت دختر زیبایی به من نزدیک شد و از من پرسید: نام تو چیست؟ گفتم نصرالله . گفت کنیه ات چیست ؟گفتم شمس الله. گفت در دستت چیست؟ گفتم کتاب الله. گفت کجا میروی؟ گفتم : بیت الله. گفتم نام تو چیست؟ گفت: سیندرلا. گفتم دمی از پشت : گفت استغفرالله. گفتم دمی از پیش گفت : بسم ا... . ما هم آنچنان میخ را کوفتیم که گفت: اشهد ان لا.....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
.کی میدونه بسیج مخفف چیه: بنیاد سرپرستی یه مشت جوجه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هوای سانفرانسیسكو كرده بودم، میگم: ماشین لباسشویی رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. یه روز مرده میخواسته یه حالی بكنه، به بچشون میگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه میره و بر میگرده، میگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از یك مدتی مرده به بچه میگه برو بگو كلی لباس چرك دارم، اون ماشین لباس شویی رو روشن كن. بازم بچه میاد میگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از یه مدتی، زنه به بچه میگه: برو به بابات بگو اگه میخواد لباساشو بیاره، ماشین لباس شویی رو روشن كنم. بچه میره و برمیگرده، میگه بابا گفت: نمیخواد با دست شستم!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دختره میره پیش كشیش محلشون، میگه: پدر من گناه كردم! كشیشه میگه: چیكار كردی فرزندم؟ دختره میگه: من به یك مرد گفتم كس عمت! كشیشه میگه: آخه برای چی؟ دختره میگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پام. كشیشه دستشو میگذاره رو پای دختره، میگه: اینطوری؟ دختره میگه: آره پدر. كشیشه میگه: دخترم آخه آدم كه واسه همچین كاری به كسی نمیگه كس عمت! دختره میگه: آخه پدر بعد اونیكی دستشو گذاشت رو سینم. كشیشه دستشو میگذاره رو پستونای یارو، میگه: اینجوری؟ دختره میگه: آره پدر. كشیشه میگه: ولی آخه اینم دلیل نمیشه كه آدم به بنده خداوند بگه كس عمت! دختره میگه: آخه بعد لباسامو دراورد. كشیشه لباسای دختره در میاره، میگه: اینجوری؟ دخره میگه: آره پدر. كشیشه میگه: واسه اینكار هم آدم به برادر دینیش نمیگه كس عمت! دختره میگه: آخه بعد اونكاری كه تو ده فرمان خداوند ممنوع كرده زن و مرد نا محرم باهم بكنند رو با من كرد! كشیشه میگیره ترتیب دختره رو دستتاٌ میده، میگه: این ریختی؟! دختره میگه: بعله پدر. باز كشیشه میگه: ولی آخه این هم دلیل نمیشه كه آدم به یكی از اشرف مخلوقات بگه كس عمت! دختره میگه: ولی پدر، آخه طرف ایدز داشت! كشیشه میگه: ای كس عمش!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ ++++++++کشی
اگه گفتین چرا صبح زود دخترا دست به چشمهاشون می مالند ولی پسرا دستشون رو توی شلوارشون میکنند ؟ چون که دخترا مثل پسرا تخم ندارن که اونها رو بمالند
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو نفر مست در باغ نشسته بودند و حسابی جفنگ میگفتند . یکیشون گفت : رفیق تو تا حالا یه قالب یخی دیده بودی که وسطش هم یه سوراخ گشاد داشته باشد ؟ دومیش گفت : آره بابا. اینو که گفتی پونزده ساله که زن منه .. تواونو از کجا میشناسی ؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
فرق بین خیار با بلال چیست؟بلال در فیلم محمد رسول الله بازی کرده ولی خیار نه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تست عربی کنکور86: کانوا قوامین بالقسط یعنی
الف) به اقوامت قستی کون بده
ب) قست کون اقوامت را بده
ج) به اقوامت به مساوات کون بده
د) کونده بیا موسسه قوامین قستت را بده
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اگه سیبتو گاز زدی و یك كرم درسته توش بود ناراحت نشو…اگه كرم نصفه دیدی ناراحت شو!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آیا فكر می كنید كه بی عرضه اید؟
آیا فكر می كنید كه به هیچ دردی نمی خورید؟
آیا فكر می كنید هیچ كس شما را نمی خواهد؟
آیا فكر می كنید بی مصرفید؟
آیا فكر می كنید زشتید؟
به خدا حق دارید!!!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
همون روزی که تو بم زلزله شد یه پسری تو بم ID خدا رو پیدا کرده بوده و داشته با خدا چت میکرده که یه مرتبه Disconect میشه بد خدا هم هرچی PM میداده پسره جواب نمیداده تا این که خدا عصبانی می شه و (Ctrl + G ( BUZZ میفرسته
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
الو آنجا 2222222 است ؟ -بله همین جاست. -لطفا به آتش نشانی زنگ بزنید بگویید انگشت من در شماره 2 گیر كرده است.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از خدا میپرسن زرنگ ترین بنده ات كیه ؟ خدا هم میگه اون نا مردی كه حضرت مریم و حامله كرد و انداخت گردن من ....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
۳ تا چیز هست که هر لحظه چه بخوای و چه نخوای میاد ۱.مرگ ۲.گوز ۳.sms
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++هر زنی بعد از سكس یه چیز میگه
زن آمریكایی میگه:اوه یه
زن آلمانی میگه:اوه یا
زن ایرانی میگه:به بابام نگیا...
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از یه امریكایی و یه آفریقایی و یه ایرانی می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟آمریکایی می‌گه: کوپن چیه؟ آفریقایی می‌گه: گوشت چیه؟ ایرانیه می‌گه: نظر چیه؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو دیوانه با هم گفتگو می‌كردند. اولی: اگر گفتی فرق كلاغ چیه؟ دومی: خوب معلومه! این بالش از اون بالش مساوی‌تره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مشتری: آقا چرا دیگه می‌خواهی توی حلقم را كیسه بكشی؟ دلاك: آخه خودتون گفتین گلوتون چرك كرده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن: من بر خلاف تو همیشه موقع شنا سرم از آب بیرونه. شوهر: آخه عزیزم، چیز سبك همیشه روی آب می‌مونه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
احمق كسی است كه به همه چیز اطمینان كامل داشته باشد. مطمئنی؟ صددرصد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دیوانه اولی: ببینم، مگه تو كری كه جواب سلام منو نمی‌دی؟! دیوانه دومی: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مرد: قسم می‌خوری كه منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك بابایی زنگ می‌زنه سر كار به رئیسش میگه: آقارضا، من امروز اصلاً‌ نای تكون خوردن ندارم،‌ از سر تا نوك پام درد می‌كنه! شرمندتم، امروز نمیتونم بیام دفتر. رئیسش میگه: بابا ما امروز جلسه داریم، نمی‌تونی كه نیای. ببین من یك راه حلی بلدم سه سوت رو به راه میشی: من هروقت صبح پا میشم می‌بینم حالم خرابه،‌ به زنم میگم یك ساك اساسی بزنه، به جون تو یهو آدم جون می‌گیره! یارو هم میگه: باشه، حالا یك امتحان می‌كنم، بعد بهت زنگ می‌زنم. یك ساعت بعد،‌ دوباره زنگ می‌زنه به رئیسش میگه: آقا رضا قربون پیشنهادت! به جان تو میزون میزون شدم، الانم پا میشم میام دفتر، فقط خودمونیم آقارضا، این خانومت عجب ساكی می‌زنه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پینوكیو جلق میزنه آتیش میگیره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پسر رشتیه با پسر قزوینیه رفیق بوده و هر روز كار اینا این بوده كه قزوینیه به رشتیه یك پولی میداده و مشغول میشده! یه روز پسر رشتیه با باباش تو یك مغازه واستاده بوده كه یه دفعه سر و كله قزوینیه پیدا میشه و به پسره میگه: بیا بریم! رشتیه میگه: بابا مگه نمیبینی بابام اینجاس؟! ضایع بازی در نیار! قزوینیه گیر میده كه همین الان باید بیای، بهت 300 تومن میدم! رشتیه میگه: ‌بابا چرا حالیت نمیشه؟! میگم نمیشه، جلو بابام ضایع نكن! خلاصه از قزوینیه اصرار واز رشتیه انكار،‌ تا اینكه باباهه بر میگرده و میگه: پسرجان،‌ یك دقیقه بیا اینجا كارت دارم! پسر رشتیه میرینه به خودش، با ترس لرز میره پیش باباش میگه: بله بابا؟! رشتیه میگه: بابا‌جان میری یا خودم برم؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه چراغ جادو پیدا میكنه،‌ غوله از توش در میاد میگه: یه آرزو بكن. تركه میگه: میخوام از كیرم به جای شاش شامپاین بیاد! غوله هم میگه: باشه. خلاصه تركه شب میره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعریف میكنه، بعد میگه: برو یه لیوان بیار یه حالی بكنیم! زنه میگه: چرا فقط یه لیوان؟! تركه میگه: خوب تو از شیشه بخور!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اوا خواهره میره پیش دكتر میگه: آقای دكتر یه كیر مصنوعی تو كونم گیر كرده! دكتره میگه: اصلا ناراحت نباش! الان برات درش میارم. اواهه میگه: اوا آقای دكتر! نمیخوام درش بیارین كه! میخواستم اگه میشه باطریشو عوض كنید!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دلم تو رو می‌خواد. از اینکه کسی نگات کنه دیوونه می‌شم. همه می‌خوان تو رو از دستم در بیارن. خوب چکار میشه کرد، اطلس طلاییه دیگه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زنه میره پارچه فروشی خرید میكنه،‌ بعد به فروشنده میگه: چقدر میشه؟! یارو میگه:‌خانم شما نمیخواد پول بدین، بجاش یه دور از جلو به من بدین! زنه میگه: حاج‌آقا اینجوری كه خیلی گرون میشه! اگه میخواین من یه دور از عقب بهتون میدم! یارو میگه: ‌نه خانم این كه خیلی كمه! به جون بچه‌هام اینی كه شما میگید قیمت خریدشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یه بچه كونیه میگن میخوای چی كاره بشی؟! میگه: میخوام فوتبالیست شم. میپرسن چرا؟ میگه: می‌خوام توپ رو بر دارم همه رو دریبل كنم بزنم تو گل خودمون! میگن: آخه واسه چی؟! میگه: نمیدونی چه حالی میده یه استادیوم بگن: كیر تو كونت!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
بیمار : آقای دکتر متاسفانه من همه چیز را زود فراموش می کنم دکتر : این مسئله از کی شروع شده جانم ؟!
بیمار : کدام مسئله آقای دکتر ؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از بسیجیه می پرسن می دونی خدا کیه ؟ میگه : نماینده ولی فقیه در کائنات!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آیا می دونید چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ برای این که شوهرش آدم بوده!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز، یه چس ویک گوز می رن یه مردی رو بکشند، چس به گوز میگه: تو صداش کن، من خفش می کنم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دزدی پول های مردی رو می دزده و فرار می كنه.مرده دنبال دزده می دوه و داد میزنه: آی دزد.......
یهو دزده می ایسته و پول ها را به سمت مرده پرت می كنه و میگه : بیا ندید بدید !!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اولی: زودباش قطار میره
دومی :کجا میخواد بره بلیط دست منه .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه آبشار رژیم می گیره، تف می شه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یکی تو مسابقه ۲۰ سوالی شرکت می کنه، از قبل با پارتی جوابو که ۲چرخه بوده بهش میگن و ازش میخوان برای اینکه کسی نفهمه چندتا سوال الکی بپرسه. طرف میگه:
-هویجه؟؟؟ میگن نه . میگه پس دوچرخست........
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
روزی گوسفندی نخ میخوره، تسبیح پس می ده!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میزبان از یكی از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه دیروقته، همسایه‏ها ناراحت می‌شن. میزبان گفت: اصلاً مهم نیست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس می‌كنه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج می کنند . بابای جوجه خروسا به اولی میگه چرا اخراجت کردند؟ میگه یکم از پرام ریخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به دومی میگه تو رو چرا اخراج کردند؟ میگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوی صورتم فکر کردند راپیستام اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به سومی میگه چرا اخراجت کردند ؟ میگه اخه عکس جوجه مرغ تو کیفم بود
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یکی میگن با ریلکس جمله بساز.میگه:رفتیم باغ وحش با گوریل عکس انداختیم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمی سازند خانه می سازند
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یکی میگن با لجن جمله بساز میگه همه تو ایران با من لجن
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه بابایی پاش درد میکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از سه نفر پرسیدند: شماها كی بدنیا اومده اید؟
اولی: نیمه اول سال
دومی: نیمه دوم سال
سومی: در وقت اضافه.!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك روز به یك جوانی می گویند :
آقای محترم جلوی پمپ بنزین سیگار نكش.
جوان جواب می ده : برو ببینم من جلوی بابام هم سیگار می كشم.!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
فیله و مورچه هه باهم ازدواج میكنن فیله میمیره مورچه هه میگه:بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو نفر بهم میرسند.
اولی: از علی چه خبر؟
علی مرد.
چه جوری؟
تریلی رفت رو انگشتش.
ولی آخه اینكه نباید منجر به مرگ بشه؟
آخه وقتی تریلی روی انگشتش رفت, انگشتش توی دماغش بود...!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سلمانی از مشتری تازه كه می خواست ریشش را اصلاح كند, پرسید:
آیا من تا حالا ریش شما را اصلاح كرده ام؟
نه آقا, این جای زخمها مربوط به زمان جنگ است.....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
چند نفر می رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط های راه هی می گفت: چ چ چ چ .
گروه میرسه بالای كوه, می خواستند چادر بزنند, سرپرست میگه:
چ چ چادر یادم رفت!!!میگن ای بابا باید برگردیم پایین, توی راه برگشت سرپرست همش می گفته: ش ش ش ش .
خلاصه می رسند پایین و می بینند كه چادر نیست.
از هم می پرسند چادرها كو؟
میگه ش ش ش شوخی كردم!!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اولی: تو از تبعید می ترسی یا حبس ابد یا اعدام؟
دومی: از هیچكدام, من فقط از زنم می ترسم...!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آقای سردبیر باز هم این روزنامه پر از اشتباه چاپیه امروز بیش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.
جناب مدیر اجازه میدین از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنیم؟؟؟!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه بابایی خونه اش آتیش گرفت, هی میرفت توی آتیش و برمیگشت.
همسایه ها پرسیدند: چرا هی میری تو و میای بیرون؟
گفت: برای اینكه مادرزنم توی خونه ست.
پرسیدند: چرا بیرونش نمیاری؟
گفت: میرم تو, هی این رو اون روش میكنم, حالا زوده بیارمش بیرون!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آقا من اومدم خودم رو بیمه كنم.
بسیار خب در مقابل چه حوادثی می خواهید خودتون رو بیمه كنید؟
در مقابل مادرزنم...!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از بچه تهرونیه می پرسن : امام اول کیه ؟ یخورده فکر می کنه میگه : بابا یکم راهنمایی کنید ... میگن : شمشیرش معروفه ... میگه : آها ...ZORO رو میگید؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملكته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی كه بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضا كنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه : بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
اگه گفتید اگه گوسفند قرص اکس بخوره چی میشه؟
جواب: سوار میشه میره کشتار گاه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یكی میره پیش خدا میگه : خدایا چرا زنها اینقدر زیبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشید ، بعد میپرسه پس چرا اینقدر احمقند ؟ خدا میگه : آخه اونها هم باید شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میدونید فرق لباس بافتنی با بچه پس انداختن چیه؟
لباس بافتنی رو با دو تا میله و یه كلاف می بافن! بچه رو با دو كلاف و یه میله!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میدونید چرا زنها از ماشین ماتیز خوششون میاد؟
خب معلومه! چون ماتیز كاپوت نداره!....
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه ریاضیدان عروسی میكنه! چند شب اول اونجای خانومشو اندازه گیری میكرده ولی دست از پا خطا نمیكرده! دختره میره پیش مامانش میگه شوهرم این چند شب پاهامو از هم بازمیكنه ؛اندازه گیری میكنه ویكسری محاسبات ریاضی انجام میده ولی كار اصلی رونمی كنه .مامانه میگه صبر داشته باش شایدمنظوری داره ! فردا دختره میادپیش مامانش میگه دیشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شیرجه زد روم ،مستقیم زدبه هدف خیلی خیلی لذت بردم .
مامانه میگه: حالا كه اینطوریه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده كنه .روز بعد مامانه میاد پیش دخترش ،دختره میگه اوا خاك عالم مامان چرا گشاد گشاد راه میری !
!مامانه میگه آخه بابات دیشب تو محاسباتش یه مثبت منفی رو اشتباه كرد از دور شیرجه زد ولی با كله رفت تو .....!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سر كلاس اول یه بچه پیله میكنه به خانم معلم كه :خانوم میشه انگشتمونو بكنیم توی نافتون.خانم معلم میگه:پسرم بذار درس بدم بعد.خلاصه چند بار دیگه شاگرده هی سوال میكنه
معلم كه می بینه پسره خیلی پیله است میگه: پسرم بعد كلاس من پیرهنمو میدم بالا و تو انگشتتو بكن تو نافم.
خلاصه كلاس تموم میشه و خانوم معلم راشو میكشه كه بره.
پسره دادو قال میكنه كه :شما قول دادین و از این حرفا.
معلم كه میبینه الانه كه آبروش بره, برمیگرده و همینجوری كه داره به سقف كلاس نگاه میكنه پیرنشو میده بالا و میگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.
بعد چند لحظه معلم میگه: پسرم اونجا ناف نیست ها.....
پسره میگه: اجازه خانوم اینم انگشت نیست..!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه بار یه جنده اون پاش روی اون یكی پاش میزاره!!!
اون یكی پاش به اون پاش میگه: واااااا چه عجب ما دو تا همدیگرو دیدیم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو استاده خیلی بی ادب بوده و همش سر كلاس جكای ناجور میگفته. خلاصه دخترای كلاس شاكی میشن و تصمیم میگیرن اگه یه بار دیگه این یارو جك خلافی گفت، كلاس رو ترك كنن. فرداش استاده میاد سر كلاس میگه: شنیدین تو هند جنده كم شده؟! دخترا هم همشون پامیشن كه از كلاس برن بیرون، استاده میگه: خانوما كجا؟! پرواز تهران-دهلی فرداست!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زنه میره دكتر، ‌میگه: آقای دكتر من كنار رونم خال داره. دكتره میاد معاینه كنه، تا دست میزنه خاله پاك میشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه میاد، میگه: آقای دكتر من كنار رونم خال داره. بازم تا دكتره دست میماله، خاله پاك میشه. خلاصه چند بار این قضیه تكرار میشه، تا اینكه دكتره یه بار میگه: ببخشید خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه میگه: ‌آره،‌چطور مگه؟ دكتره میگه: بهش بگین ازین به بعد وقتی میخواد ساك بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ملکه انگلیس داشته از یک بیمارستان بازدید میکرده، وارد یك اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت جلق میزنه! ملکه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه : اوه! آقا خواهش میکنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیلی زیاده، اگر روزی ۵ بار تخلیه نکنه حالش وخیم میشه! ملکه میگه : عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یك اتاق میشن، میبینن یك پرستاره داره برای یک مریض ساک میزنه! ایندفعه قبل ازینکه ملکه سئوال کنه، دکتره میگه : این مریض هم همون مشکل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو میره تو اداره كون گشادا می‌خواسته استخدام شه. جلوی در ورودی، ‌دربون اونجا ازش می‌پرسه: ببخشید میتونم كمكتون كنم؟ یارو میگه: من می‌تونم یك گلابی درسته رو بكنم تو كونم! می‌خوام اینجا استخدام شم. دربونه بهش می‌گه: ‌برو خدا پدرتو بیامرزه، من می‌تونم یك توپ فوتبال رو بكنم تو كونم، ‌اینجا دربون شدم! یارو گوش نمی‌ده میره تو. منشی دفتر ازش‌ می‌پرسه: ‌چی‌كار می‌تونم براتون بكنم؟ باز یارو جریان گلابی و استخدام رو میگه. منشیه میگه: من می‌تونم یك صندلی رو بكنم تو كونم، ‌اینجا منشی شدم! فكر نكنم اینجا استخدامتون كنند،‌ ولی به هرحال باید با آقای معاون دوم صحبت كنید. یارو میره‌ تو دفتر معاون،‌ می‌بینه داره یك كاناپه رو می‌كنه تو كونش! میگه: اَااه! تو یك كاناپه رو می‌كنی تو كونت،‌ تازه معاون دوم شدی، پس رئیستون دیگه چه كون گشادیه؟! معاونه میگه: هیس! ما الان همه تو كون رئیسیم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك بابایی داشته از سر كار برمیگشته خونه، یهو میبینه یك جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میكنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یك سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یك یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یك صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو كف میكنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میكنم قربان، خیلی شرمندم... میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میكنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یك مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست، ولی ممكنه من یك شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یك نگاهی بهش میكنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یکی میگن 7 تا حیونه علفخوار نام ببر میگه 3 تا گوسفند 4 تا گاو!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به رضا زاده میگن چرا تو همیشه میگی یا ابولفضل؟نمیگی یا علی؟میگه یا علی مال یه تن به به بالاست
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++
زنگ موبایل آخوندا
Didin Redim to din , Redim to din Didin , Didin Redim to din
ترجمه
دیدین ریدیم تو دین , ریدیم تو دین دیدین , دیدین ریدیم تو دین
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تو پادگان فرمانده می رسه به ممد بهش میگه:«سرباز! این چیه تو دستت؟» ممد میگه:«این تفنگه.» فرمانده میگه:«نه!این ناموسته این خواهرته این مادرته...» بعدش فرمانده می رسه به عباس. میگه:«سرباز! این چیه تو دستت؟»عباس میگه:«ایلده این خوار مادر ممده »
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز دو تا جوجه تیغی به یه کیوی می رسن... اولی به دومی میگه:«‌این کیه؟‌ »دومی میگه: «این ممد خودمونه رفته سربازی.»
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه معللمه سره کلاس داشته در باره بهداشت حرف میزده برای مثال گفت: همه حتی حیوانات هم بهداشتو دوست دارند گربه ها بد از کار خرابی با زبانشون خودشونو تمیز میکنند......یه بچّه پرو پاشدگفت: آقا ما هم بهداشتو دوست داریم آمّا هر چی سعی می کنیم زبانمون به کونمون نمیرسه!!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه شب تهرونیه میشینه با زنش فیلم سوپر می‌بینه. خلاصه كلی حشری می‌شه و به زنش میگه: الله و بالله باید برام ساك بزنی! هرچی زنه میگه: بابا این كثافت كاریا چیه... من حالم بهم میخوره، به خرج یارو نمیره و هی از آقا اصرار و از خانم انكار، تا بالاخره زنه كم‌كم راضی می‌شه و با عشوه به مرده میگه: عزیزم به شرط اینكه سر كیرت یكم خامه و عسل بمالی، كه بد مزه نباشه. تهرونیه میگه: اگه اینجوری بود كه خودم می‌خوردمش!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آقا معلم به شاگردش می‌گه: بگو ببینم 4+6 چند می‌شه؟ شاگرد فوری دستاش رو می‌آره جلو و می‌خواد با انگشتاش بشمره اما آقای معلم می‌گه: دستات رو بكن تو جیبت! شاگرد دستاش رو می‌كنه تو جیب و بعد از چند لحظه با خوشحالی می‌گه: آقا می‌شه 11 تا!؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یكی دوستشو بعد از مدتها تو خیابون می‌بینه و میگه: راسته كه میگن ازدواج كردی؟ میگه: اگه راست نبود كه ازدواج نمی‌كردم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو می‌میره، میره بهشت. روز اول جبرئیل میاد، میگه: میخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد میاد میگه: میخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. یارو شاكی میشه، میگه: بابا نخواستیم! اصلاً من میخوام برم جهنم! جبرئیل بهش میگه: باباكجا میخوای بری؟! اونجا پدرت رو در میارن، چوب تو كونت میكنن. میگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تو جنگل یه روباهه داشته به تاخت در می‌رفته. ازش میپرسن: واسه چی فرار میكنی؟ میگه: آخه شیر یك قانون گذاشته، هر كی سه تا تخم داشته باشه، ‌یكیشو می‌برند! بهش میگن: خوب تو چرا فرار میكنی؟ توكه دو تا داری! ‌میگه: آخه اول میبرن، بعد میشمارن!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میزبان از یكی از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه دیروقته، همسایه‏ها ناراحت می‌شن. میزبان گفت: اصلاً مهم نیست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس می‌كنه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن به دكتر زنگ زد و گفت: دكتر! تو رو خدا زود خودتون رو برسونین، شوهرم از دست رفت. دكتر خودش رو بالا سر بیمار رساند و او را معاینه كرد و نسخه نوشت و گفت: خانوم عزیز! خیلی نگران شدم. ازتون خواهش می‏كنم از این به بعد آروم‏تر به من خبر بدین، آخه اعصاب من هم ضعیفه. سه روز بعد زن به دكتر زنگ زد و گفت: سلام دكتر! خوبین؟ خانوم بچه‏ها چطورن؟ انشاءالله كه سلامت هستین. راستی! شنیدین آقای خاتمی دیروز تو سخنرانی‏اش چی گفت؟ خیلی خوب بود، ضمناً می‏خواستم بگم اگر فرصت كردین و زحمتتون نبود، هر وقت كه دلتون خواست یه تك پا تشریف بیارین خونه‏مون، چون شوهرم تا حدی سكته كرده.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ما یه رئیس داریم كه بسیار مسلط هست. اون می‏تونه یك ساعت در مورد یك موضوع صحبت كنه. این كه چیزی نیست، ما یه رئیس داریم كه شیش ساعت سخنرانی می‏كنه، بدون اینكه موضوعی وجود داشته باشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز حاج آقا رو بردن برای بازدید از مناطق بمباران شده و یك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبدیل شده بود بهش نشون دادن. حاج آقا اونجا رو كه دید، گفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توی خرابه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر یكی از سربازان یك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: برو و به امیرخانی خبر بده كه پدرش مرده، منتهی جوری خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامی رو هم رعایت كن. گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده یك قدم بیاد جلو. كسی جلو نیامد، گروهبان گفت: سرباز امیرخانی! چون از دستور مافوق اطاعت نكردی، یه هفته بازداشتی.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك روز مدتی پس از مرگ استالین برژنف داشت در نشست عمومی حزب كمونیست علیه سیاست‏های استالین حرف می‏زد. یك دفعه از انتهای سالن صدایی گفت: اون موقع تو كجا بودی كه جرأت نداشتی این حرفا رو بزنی؟ برژنف به طرف صدا برگشت و پرسید: كی بود؟ كسی جواب نداد. باز هم پرسید: كی بود؟ باز هم كسی جرأت نكرد جواب بده. برژنف گفت: اون موقع من همون جایی نشسته بودم كه تو الآن نشستی.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه نفر رفته بود تو یه رودخونه كم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند: من مرد ماهگیرم آب رسیده به زانوم! یه نفر رد میشد، وقتی شعر طرف رو میشنوه میگه: یه كم برو جلوتر تا شعرت قافیه دار شه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سركلاس روانشناسی، استاد داشته میگفته كه دخترا از بچگی وقتی می‌بینن كه یه چیزی از پسرا كمتر دارن احساس كمبود میكنن و این مسئله باعث افسردگی در اونها میشه! یكی از پسرا پامیشه میگه: استاد، اینی كه ما داریم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحمالیش افتاده گردن ما!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریكا در نطق انتخاباتی‌اش گفت: ما همه با هم برابریم. رنگ پوست معیار خوبی برای جدا كردن آدمها نیست. همه مثل هم هستیم. چه سفیدهایی كه خوشگلند، چه سیاه‌های بوگندو، چه زردپوست‌های كوتوله زردنبو، چه سرخ‌پوست‌های وحشی، هیچ‌كدام با هم فرق ندارند!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك بابایی حواس‌پرتی داشته، میره كلاس «مِدیتیشن» یك روز رفیقش ازش میپرسه: رضا دیروز عصركجا بودی؟ كلاس داشتم. ااِاِِ.. ایول بابا... كلاس چی؟ ... ... ای بابا... یادم رفته اسمشو... چی بود ... یك جور اسم گل بود به گمونم! رز؟ نه. شقایق؟ نه. نرگس؟ آهاا! ایول... نرگس جون، قربونت یك دقیقه از آشپزخونه بیا، بگو اسم این كلاسی كه من میرم چیه؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پدر برای اولین بار دید كه دخترش به جای اینكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسید: كی بود؟ دختر گفت: شماره رو عوضی گرفته بود.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
منشی از مردی كه تقاضای ملاقات كرده بود، پرسید: شما با ایشون دوست هستید، یا باهاشون حساب و كتاب دارید، یا كار اداری؟ مرد گفت: اولاً بیست ساله دوست هستیم، ثانیاً ازش یك میلیون پول طلب دارم، ثالثاً می‏خوام باهاش در مورد یه پرونده اداری هم مشورت كنم. منشی گفت اولاً تا دو دقیقه دیگه می‏تونید ایشون رو ببینید، ثانیاً ایشون مرخصی هستن و تا یه هفته دیگه نمی‏آن، ثالثاً ایشون جلسه دارن!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از كلاغه میپرسند دودوتا میشه چندتا؟ میگه قارتا !
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
خانمی بچه به بغل در پارك شهر برای آقایی درد دل می‌كرد: دیروز راننده اتوبوس به من گفت كه بچه شما زشت‌ترین و بدتركیب‌ترین موجود عالم است. از دیروز تا حالا می‌خواهم بروم به اداره اتوبوسرانی و از او شكایت كنم. مرد گفت: حتما این كار را بكنید. اتفاقا اداره اتوبوس‌رانی هم همین نزدیكی‌هاست. تا شما برگردید من مواظب این میمون كوچولو هستم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
پرویز كه پزشك بود بعد از سالها تحصیل در آمریكا به ایران مراجعت كرد و روزی هم رفته بود به دیدن عمه‌ پیرش. همه خانم پرسید: خوب پرویزجان بگو ببینم اینهمه سال كه خارج بودی چی‌چی خوندی؟ پرویز گفت: عمه‌جان من متخصص بیهوشی هستم. همه گفت: به به! چی از این بهتر! این تقی پسر خواهرات خیلی بچه بیهوشی است. توروخدا بلكه معالجه‌اش كنی، ثواب داره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مرد شروع كرد به رژیم گرفتن و لاغر شدن. زنش با خوشحالی به پسرشان گفت: پسرم، تا دو هفته دیگه پدرت یه مرد خوش‏ هیكله. پسر گفت: یعنی تو می‏خوای از بابا جدا بشی؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مأمور سرشماری از زن پرسید: چندتا بچه داری؟ زن گفت: چهار تا. پرسید: چند سالشونه؟ زن گفت: هشت، هفت، شیش، پنج!!! مأمور پرسید: شوهرت چیكاره است؟ زن گفت: از پنج سال پیش كه اینترنت خریده دائماً پای اینترنته!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن با شوهرش دعوا كرد. مرد از جا برخاست، كتش را پوشید و از خانه بیرون رفت. هشت سال گذشت... مرد به خانه آمد و در را باز كرد. كتش را در آورد و به جالباسی آویزان كرد. زن با بهت و حیرت آمد و به مرد گفت: كجا بودی؟ مرد با خونسردی گفت: رفته بودم بیرون!؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
وكیل مدافع گفت: متأسفانه من نمی‏تونم هیچ كاری برات بكنم. متهم به قتل گفت: بیا مردونگی كن، قبول كن كه تو اصغر رو كشتی، اون وقت من تبرئه می‏شم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن: در این ده سال دستپخت من عوض نشده؟ مرد: چرا، خیلی بهتر شده، قبلاً بدمزه بود، حالا بی‏مزه است.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن و شوهر با هم دعوا می‏كردند. شوهر گفت: من فقط به خاطر اینكه بابات پولدار بود باهات ازدواج كردم. زن گفت: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه اسب زنگ می‌زنه سیرك. تلفنچی می‌گه: بله... بفرمایید.... اسبه می‌گه: با مدیر سیرك كار داشتم. تلفنچی تلفن رو وصل می‌كنه به مدیر سیرك. مدیر سیرك میگه: بفرمایید. اسبه میگه: من كار میخوام. مدیر سیرك می‌گه: چی كار بلدی؟ اسبه میگه: بلدم روی پاهام بلند شوم... دنده عقب برم... از روی مانع بپرم و... مدیر سیرك می‌پره توی حرف اسبه و میگه: نه بابا... كار درست و حسابی و جدید چی بلدی؟ یه دفعه اسبه شاكی می‌شه می‌گه: الاغ... دارم حرف می‌زنم....!؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه زن به شوهرش میگه: اگه میخوای كه برای تولدم یه كادو بخری، یه چیزی بخر كه به پالتو پوستم بخوره! مرد میگه: از قبل فكر اونو كردم! زنه میگه: چی خریدی؟ مرد میگه: نفتالین!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه كنه، یك تركه رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیكار میكنین؟ تركه میگه: زرشك پاك میكنیم! خبرنگار می‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌اید؟ تركه میگه: نه بابا! اینجا یك تابلوهایی زدن روش نوشتن: كربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت می‌نویسن زرشك! ما اونها رو پاك میكنیم!! خبرنگار میگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! تركه میگه: بله، هر از چند وقتی یك توپی، خمپاره‌ای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! خبرنگار داد می‌زنه: كــــــــــــات! بابا این چه وضعشه! درست جواب بده. تركه میگه: آخه شما میپرسی، من هم جواب میدم دیگه! یارو میپرسه: برادر شما اینجا ایثار هم میكنین؟ تركه میگه: والله عیسی رو نه ولی یه موسی داریم همه میكنن!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو كیرش خیلی كوچیك بوده میره پیش دكتر، میگه: آقای دكتر دستم به دامنت، چند روز دیگه عروسی منه یك كاری بكن این كیر ما یه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشیم! دكتره دارو مینویسه میده دست یارو. تو همین لحظه یكی دیگه میاد تو میگه: آقای دكتر این كیر ما خیلی گنده‌اس، پدر مارو درآورده! یه دارویی بده یه خورده كوچیكتر بشه! دكتره نسخه اینیكی رو هم می‌نویسه. از قضا تو داروخانه داروهای این دو تا اشتباه میشه! فرداش اون بابای كه كیرش كوچیك بود میاد پیش دكتره و داد می‌زنه: مرتیكه عوضی! یه ذره كیر داشتیم اونهم از دست رفت! دكتره میپرسه: ای بابا! حالا اون یكی مریضه كجاست؟ یارو میگه: پایین داره عقب جلو میكنه بیاد مادرتو بگاد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
معلمه میره سر كلاس میگه بچه‌ها یه مسئله میدم حل كنید: پرتقال فروشی 10 كیلو پرتقال خرید به قیمت هركیلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كیلو از پرتقالها پوسیدند، 2 كیلو را دزد برد و 5 كیلوی باقی مانده را هم به عبارت هركیلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! یكی از بچه‌ها سریع پامیشه میگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش میریزه، میگه: تخم سگ از كجا فهمیدی؟! بچهه میگه: آخه آقا ما یه نوكر داریم، نیمه كس خله، اون بیست سالشه. شما هم كه كاملاً كس خلین، پس چهل سالتونه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
دو تا هزارپا عروسی می كنند، آخرشب عروس و داماد رو می‌فرستند تو حجله. یك سه چهارساعتی می‌گذره، ملت می‌بینند خبری نشد. مادر عروس میره از پشت در می‌پرسه، بابا دارید چی‌كار می‌كنید؟! چقدر طولش می‌دید؟! داماده با صدای خسته و كوفته میگه: خانوم این دختر شما پدر منو درآورده! مادردختره می‌پرسه: یعنی چی؟! مگه چی‌كار كرده؟ داماده میگه: بابا هرچی ازش می‌پرسم نمیگه كسش لای كدوم پاشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه مرد متاهل تنهایی میره مسافرت. وقتی برمیگرده زنش میپرسه: خوش گذشت؟ عالی بود! خیلی كیف كردم! خوب حالا چقدر خرجت شد؟ ده هزار دلار! خوب معلومه كه حسابی دعواشون میشه. خانمه میگه حالا كه اینجور شد من هم تنها میرم مسافرت. وقتی برمیگرده شوهره میپرسه: خوش گذشت؟ عالی بود! خیلی كیف كردم! خوب حالا چقدر خرجت شد؟ ده دلار! مگه میشه؟ چرا نمیشه؟ شب اول ده دلار دادم یه نوشیدنی دم بار خوردم، بعد با یه احمقی مثل تو آشنا شدم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن به دامپزشكی مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نیست. دامپزشك گفت: شما اشتباهی اومدین اینجا، اینجا دامپزشكیه! زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند می‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار می‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا می‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس می‏خوابم، تازه شب كه شوهرم می‏آد بهم می‏گه سلام سوسك سیاه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن دوستش رو تو خیابون دید كه صورتش كبود شده و پاش می‏لنگه و روی گلوش خراش افتاده. با نگرانی بهش گفت: چی شده عزیزم؟ بیا زودتر برسونمت خونه. زن گفت: لازم نیست، تازه دارم از اونجا میام.
نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در چهارشنبه 1385/09/15 ساعت 13:16 | لینک ثابت |
تركه پول نداشته دماغ عمل كنه می گیره بالا تافت می زنه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه میگن: نفت طلای سیاه است. ترکه فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره مهمونی با یه زنه شروع میكنه رقصیدن دهنه زنه بو میداده تركه میگه خانم چرا دهنت بو میده؟زنه میگه صبح دندونپزشكی بودم برام پل گذاشته.تركه میگه :ااااا پس بگو یكی زیر پله ریده
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز به یك تركه میگن تا حالا بهت گفتن اقا
میگه اره یه روز تو دستشویی بودم بهم گفتن اقا بیا بیرون!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه میگوزه میگه : ببخشید از دهنم پرید!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میگه :
می خواستم دیپلم بگیرم نگذاشت
می خواستم لیسانس بگیرم نگذاشت
می خواستم پزشكی بخونم نگذاشت
دوستش پرسید : كی؟
تركه گفت : كون گشادم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه میگن آیا سیو همان سیب است؟
جواب می ده :نه بابا من چند تاشو خوردم صابونه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یه ترکه میگن سه تا اسم بگو که توش الله باشه میگه یدالله، روح الله، سیندرالله
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه می افته توی جوی آب هر چهارتا پاش میشكنه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه به یه زن انگلیسی میگه :
I love you
زنه جواب میده:
I love you too
تركه میگه :
I love you five
زنه میگه :
What?
تركه میگه وات و كوفت با من بحث نكن؟!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه دستش را می كنه تو نافش هی می چرخونه هی میچرخونه كونش از پشت می افته!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه میمیره بالای قبرش مینویسن گور خر!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه بار یه تركه حوصلش سر میره میزنه پشته كلش میگه نكون!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك باریك تركه چای شیرین راهم میزنه چای زیاد شیرین میشه بر عكس هم میزنه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز یه تركه سوار قطار میشه تو كوپش خانواده سوارمیشه هرچی رئیس قطار میگه جاتو عوض كن یارو راضی نمیشه.یه ترك دیگه رد میشده بهش میگن بیا به این همشهریتون یه چی بگو بره یه كوپه دیگه تركه دومی میادبه اولی یه چی به زبون تركی میگه تركه پامیشه از كوپه میره بیرون به ترك دومی میگن چی گفتی یارو رفت میگه گفتم این كوپه میره اهواز اون یكی كوپه میره تبریز
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز تركه لامپ خونشون میسوزه بهش پماد سوختگی می زنه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترك دندونش چرك میكنه میره حموم كیسه میكشه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترك میگن حضرت ادم كی متولد شد؟ میگه 1/1/1
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به یك تركه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یكی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به تركه میگه اسم توچیه؟! تركه اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تو جزیره آدم‌خورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاكی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو می‌كوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یكی مغز تركه،‌ باید 100 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زمین میخوره، برای اینكه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میخواسته زیردریایی آمریكاییا تو خلیج فارس رو غرق كنه، در میزنه فرار میكنه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میخواسته بره خوار هر چی راهزنه اطراف تبریزه رو بگاد و دهنشون رو سرویس كنه. ملت هم میان هر كی یه چیزی براش میارن، یكی شمشیر میاره یكی خنجر میاره و حسابی مسلحش میكنن. خلاصه تركه راه میفته و بعد از یك هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی كار كردی؟ تركه پامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین كار میكنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه، كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه...!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به تركه میگن سه تا میوه نام ببركه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر كه میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آوینی تو جنگ كشته‌میشه، به تركه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. تركه میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: كیه؟ تركه میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: ترکه! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو تركه عرق میخوره می‌برنش كلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو می‌ده به یكی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر!‌ یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیكی میگه: برادر اكبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو میگان. بعد كه كارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، تركه میگه: برادر‌ا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم. تركه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با كِش خودشو دار زده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
معلمه از شاگردش میپرسه: دو دو تا چند تا میشه؟ پسره میگه: شونزده تا! یارو شاكی میشه، میگه: همین خنگ بازیا رو در میارید كه ملت میگن تركا خرن! دو دو تا میشه چهارتا، دیگه اگه خیلی بشه، میشه هشت تا!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از ترکه می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه میگن دو دو تا میگه: میشه بیشتر توضیح بدید
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. تركه میگه: مِریه؟ میگه: نه. تركه میگه: جاندارمریه؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به تركه میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر كنید!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش كنه. تركه داد و بیداد می‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی كه همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ تركه میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه كنم،‌ میدوه میره تو كوچه لخت میشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو تركه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، تركه میگه: بچه‌ها در رین صاحبش اومد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه میگن اگه دنیا رو بهت بدن چیکار می کنی؟ میگه من فعلاً می خوام درسمو ادامه بدم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز توی مرقد امام خمینی بایه تركه مصاحبه میكنن:نظرتون راجع به رحلت امام چیه؟ میگه وا مگه آقا مرده؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه روز چندتا ترك تصمیم میگیرن شراكتی كارو كسبی برای خودشون دست وپا كنن. میرن یه ماشین میخرن میرن مسافر كشی ولی آخرشب میبینن هیچی ندارن میدونید چرا ؟ چون همه شركا باهم رفته بودند مسافر كشی
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از ترکه میپرسن ماه بهتره یا خورشید؟ میگه ماه...چرا؟میگه:واسه اینکه ماه تو شب میدرخشه و به ما نور میده...ولی خورشید وقتی روزِ الکی میدرخشه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میكنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یك فروند هواپیمای توپولوف در حومه شهر تبریز سقوط كرده و تا این لحظه 34513 جسد كشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان در قبرستون همچنان ادامه دارد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی تركه قاط زده بوده، یك بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف كنه، تركه میگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تو تبریز حكومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه كه تو اینجا كشیك بده، از هفت شب به بعد هركسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش كه تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یك بدبختی رو كشته! داد میزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: ایلده قربان این ی! ;ك آدرسی پرسید كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیكرد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك سال، یك ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه‌زنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته تركها تو كوچه بن بست گیر كرده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
زن تركه دو قلو میزاد،‌ تركه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب كنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور میداره. تركه میگه: ببخشید غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكی میشه فحش خوار مادر رو میكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خیابون میبینه،‌ میگه: ‌بابا چرا ضایع بازی در میاری؟! وقتی بابام ور میداره، ‌یه چیزِ بی‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم میگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ میزنه، باز باباهه گوشی رو ور میداره.‌ تركه هول میشه، میگه: ببخشید اونجا میدون انقلابه؟! یارو میگه: آره چی كار داشتی؟! میگه: ببخشید، غزال خانم هستن؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك می‌گفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه،‌ تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ‌ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه داشته از تو جزیره آدم‌خورا رد میشده،‌ یهو میبینه آدم خورا محاصرش كردن. بیچاره جفت می‌كنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم!‌ یهو یك صدایی از آسمون میاد: نترس بنده من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بكوب به سر رئیس قبیله. تركه خوشحال میشه،‌ سنگ رو میكوبه تو كله ‌رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابه‌جا میمیره، باقی افراد قبیله شاكی میشن، نیزه به دست، شروع می‌كنن دویدن طرف تركه! یهو یك صدایی از آسمون میاد: خوب بنده من، حالا دیگه بدبخت شدی!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به تركه میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ تركه میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌كنه؟ تركه میگه: بخاری خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++ تركه یه تیكه یخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می‌كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ تركه میگه: ایلده ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌تركه میگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌ كجش میكنه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك هواپیما داشته از تبریز میرفته پاریس، وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ..مسافران لیسنینگ! موتور چپ هواپیما از كار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو سالم میشونم. یك مدت میگذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ..مسافران لیسنینگ! موتور راست هواپیما هم از كار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم كلی تجربه دارم، تا فرودگاه بعدی هم راهی نیست، هواپیما رو سالم میشونم. باز یك مدت هواپیما دور خودش میچرخه، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ..مسافران لیسنینگ! همین الان دم هواپیما كنده شد، ولی شما هیچ نترسید! من خودم هواپیما رو میشونم. یك ده دقیقه می‌گذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ... مسافران ریپید افتر می! اَشهداَن‌لااله‌الله!...
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میفته تو جوب،‌ سند میگذاره میاد بیرون!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از تركه میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تو یكی از دهات اردبیل ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمی‌فهمم چرا موكتش كردن؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه خودشو میزنه به كوچه علی چپ، گم میشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن كه: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. تركه میگه:...ها! پس حتماٌ برج ایفله!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن كه: جواب خیاره، فقط تو زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکهه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودتونو ناراحت نكنید.. هیچ غلطی نمیتونه بكنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ خشی میگه: من شمارشو برداشتم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه كشكیه؟! ترکه میگه: بابا من كه راضیم، ننم هم كه راضیه، فقط مونده شاه و دخترش!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه میرسه سر یك صحنه تصادف، از یكی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی ترکه ، این بدبخت گوزپیچ شده! طرف ما میره تو فكر، بعد یك مدت یك بنده خدای دیگه میاد ازش میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیده گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. تركه یكم بالا پایین میكنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز تركه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا كوچیك چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. تركه دست میكنه تو جیبش یك صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یك جعبه اضافه به ما بده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه داشته میمرده ، ملت ریخته بودند دورش ببینند دوم آخری چی میگه ،ترکه میگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگیرین
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
آقا ترکه زنگ میزنه 110 میگه آقا صدی ده طرف میگه بله بفرمائید ترکهه میگه بی انصاف تو بازار صدی پنج نزول میدن
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه و ترکه را میبرن جهنم ، اما وسط راه میگن به شما یه آوانس میدیم ،، میگن چیه ،میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها یکی جهنم خارجی ها ، میپرسن فرقش چیه ، میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز ،،،، خلاصه ترکه میگه من میرم تو جهنم خارجیا و ترکه هم میاد تو جهنم ایرانیا ..... یه چند ماهه بعد ترکه میبینه خیلی ناجوره اینجا میگه بیچاره ترکه که هر روز قیر میخوره ، خلاص میره میبینه ترکه با رفیقاش نشستن دارن حال میکنن و چاخان خبری هم نیست از قیر داغ ، میگه جریان چیه ، مگن بابا اینجا آخه جهنم ایرانی هاست یک روز قیرش نیست ، یک روز قیرش هست قیفش نیست ، یه روز دو تاش هست یارو نمی یاد سر کار
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به تركه میگن چرا ترك شدی؟!‌ میگه: ایلده جوون بودیم، ایمكانات كم بود، پیش اومد دیگه!‌ میپرسن: پس چرا لر نشدی؟ میگه: نه بابا، دیگه اونقدرها هم ایمكانات كم نبود
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره لباس فروشی،‌ میگه:‌ ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:‌بعله. تركه میگه: بی‌زحمت دونخ بدین!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++
تركه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یك بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند كمتر، زندگی بهتر!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه و لره با هم میرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطای جنگل بودن كه یهو یك شیر هیكلی میگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت میكنه، شروع میكنه با آخرین سرعت دویدن، و درضمن سر لره داد میزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در میاره، نشونه میگیره، بنگ! میزنه یك تخم آقا شیره رو ناكت میكنه! شیره شاكی میشه، سریع تر میگذاره دنیال تركه.... اون بدبخت هم باز در عین دویدن، داد میزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه میگیره، اینبار میزنه اون یكی تخم آقا شیره رو ناكت میكنه! شیره دیگه پاك شاكی میشه، با چشمای خون گرفته میگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عین اینكه داشته با همه وجود میدویده، داد میزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه میگره، ...بنگ! اینبار كیر اقا شیره كنده میشه! تركه شاكی میشه، داد میزنه: بابا این میخواد منو بخوره، نمیخواد كه بكنه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور میداره. تركه میگه: ببخشید غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكی میشه فحش خوار مادر رو میكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خیابون میبینه،‌ میگه: ‌بابا چرا ضایع بازی در میاری؟! وقتی بابام ور میداره، ‌یه چیزِ بی‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم میگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ میزنه، باز باباهه گوشی رو ور میداره.‌ تركه هول میشه، میگه: ببخشید اونجا میدون انقلابه؟! یارو میگه: آره چی كار داشتی؟! میگه: ببخشید، غزال خانم هستن؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟ تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك می‌گفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه،‌ تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ‌ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه داشته از تو جزیره آدم‌خورا رد میشده،‌ یهو میبینه آدم خورا محاصرش كردن. بیچاره جفت می‌كنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم!‌ یهو یك صدایی از آسمون میاد: نترس بنده من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بكوب به سر رئیس قبیله. تركه خوشحال میشه،‌ سنگ رو میكوبه تو كله ‌رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابه‌جا میمیره، باقی افراد قبیله شاكی میشن، نیزه به دست، شروع می‌كنن دویدن طرف تركه! یهو یك صدایی از آسمون میاد: خوب بنده من، حالا دیگه بدبخت شدی!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یك هواپیما داشته از تبریز میرفته پاریس، وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ..مسافران لیسنینگ! موتور چپ هواپیما از كار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو سالم میشونم. یك مدت میگذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپی! 603;ینگ..مسافران لیسنینگ! موتور راست هواپیما هم از كار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم كلی تجربه دارم، تا فرودگاه بعدی هم راهی نیست، هواپیما رو سالم میشونم. باز یك مدت هواپیما دور خودش میچرخه، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیكینگ..مسافران لیسنینگ! همین الان دم هواپیما كنده شد، ولی شما هیچ نترسید! من خودم ! هواپیما رو میشونم. یك ده دقیقه می‌گذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد كه: اَتِنْشِن پلیز! خلبان اسپیكینگ... مسافران ریپید افتر می ! اَشهداَن‌لااله‌الله!...
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه كفترشو گم میكنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به تركه میگن: نظرت در باره كیر چیه؟ میگه: والله نمیدونم، باید بشینم روش فكر كنم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه داروخونه میزنه،‌ رو درش می‌نویسه: فروش نوار بهداشتی با نصب در محل
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه ترکه میره داروخونه میگه اقا یزید دارین! میگه یزید چیه؟!!ما یزید نداریم.ترکه میگه همونی که می زارن سر اونجاشون دیگه!!!!!مرده میگه با با اسمه اون که کاندومه با با!!ترکه میگه ایلده من نیمیدونم هر چی جلوی اب و بگیره یزید دیگه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
مزاحمه زنگ میزنه خونه یه تركه، میگه: ببخشید گوشی دستتونه؟ یارو میگه: بعله. میگه: خوب پس بیزحمت بكنیدش تو كونتون! تركه شاكی میشه و قطع میكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ میزنه همون خونه، میگه: ببخشید گوشی دستتونه؟ تركه میاد تیز بازی در بیاره، میگه: نه! مزاحمه با صدای متجب میگه: اِااِ... یعنی هنوز تو كونتونه؟ !!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از تركه میپرسن اسم زنت چیه؟ میگه اسمش میناس، من مین صداش میكنم مردم نپرن روش!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه عروسی میكنه، هفته بعد دست خانوم رو میگیره میبره دكتر، میگه: اقای دكتر ما بچه دار نمیشیم!! دكتره میپرسه: چند وقته ازدواج كردین؟ تركه میگه: یك هفتهست!! دكتره شاكی میشه، میگه: داداش من، این كُسه مایكرووِیو كه نیست!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه با خانومش میره پیش دكتر. میگه: آقای دكتر من یه مشكلی دارم، روم نمیشه بگم. دكتره میگه: عزیزم بگو، مسئله ای نیست. تركه میگه: آقای دكتر من بلد نیستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره میگه: بابا این كه كاری نداره، خوب خانوم می‌خوابند زیر، شما می‌خوابی رو، بعد هم شما آالت تناسلیت رو می‌كنی تو آلت تناسلی خانوم. تركه میگه: آقای دكتر من این چیزا رو نمی‌فهمم. اگه میشه شما یه بار اینكارو انجام بدید، من ببینم یاد بگیرم. دكتره میگه: باشه و زنه رو می‌خوابونه رو تخت، لباساش رو در میاره،‌ تا دسته می‌كنه. كارش كه تموم میشه، تركه میگه: آقای دكتر اگه میشه بگذارید منم یه بار امتحان كنم ببینید خوب یاد گرفتم یا نه. خلاصه تركه هم میفته رو زنه واساساً‌ ترتیبشو میده. قضیه می‌گذره، تا بعد از یكی دوهفته،‌ باز دكتره می‌بینه تركه و زنش اومدن تو مطب. می‌پرسه: ‌دوباره مشكلی پیش اومده؟ تركه میگه: والله آقای دكتر، می‌بخشید،‌ بنده شرمندم. من اونكاری كه شما اون سری یادم دادید رو یادم رفته! اگه میشه یك بار دیگه نشونم بدید. باز دكتره یك دست اساسی ترتیب زنه رو میده و بعدش دوباره تركه امتحان می‌كنه ببینه یاد گرفته یا نه! خلاصه این قضیه چند هفته پشت سر هم تكرار میشه. یك روز دكتره و رفیقش داشتن از خیابون رد میشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خیابون میبینن. دكتره به رفیقش میگه: اون یارو رو میبینی؟ ازون تركای خره! هر هفته زنشو میاره مطب ما می كنیم! تركه هم به دوستش میگه: اون یارو دكتره رو میبینی؟ خیلی پخمست! هروقت خانوم بلند می كنیم مكان نداریم، ‌می بریم مطب این می كنیم
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه تركه مغازه سوتین فروشی زد بعد از مدت كمی
مغازش رو تعطیل كردند
روی شیشه مغازش زده بود : " با نصب رایگان
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
بابای ترکه میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن. ترکه خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت كشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده كردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌كنم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه تركه سرشو قیرگونی كرده بود، میگن چرا اینجوری كردی؟ میگه: بینی‌ام چكه می‌كرد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یك بسته كوبیده بدین!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
سه نفر به جزیره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در دیگ آب جوش انداختند. كمی بعد در اولین دیگ را برداشتند دیدند اولی از ترس مرده. در دیگ دومی را برداشتند دیدند از ترس بیهوش شده. در دیگ سوم را برداشتند، تركه كه توی دیگ بود، در حالی كه بدنش را مالش می‌داد گفت: ببخشید روشور دارید؟
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش میگه: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! ترکه میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌كرد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
به ترکه میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، كی میاد زنش رو بده به ما؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه عینكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گیج رفت، نزدیك بود بیفته!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
میخواستن بن لادن رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهی میكردن كه چیكارش كنند. نظر تركه رو میپرسن، میگه: ایلده سر یك میله رو داغ كنید، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنید تو كونش!! ملت كف میكنن، میپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه میگه: تا هركی خواست درش بیاره، دستش بسوزه!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه خانوم بلند میكنه، میبره مهدیه، شروع میكنه به كار خیر!! سر سیم ثانیه مامورا میریزن، خرشو میگیرن، میگن: مرتیكه بی ‌همه چیز! این چه گهیه كه داری اینجا میخوری؟! تركه شاكی میشه، میگه: ایلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزیون نمیگید: مكان، مهدیه تهران؟!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه دو تا زن داشته. یك روز زن اولش زنگ میزنه دفترش، با كلی ناز و ادای شوهر خفه كن میگه: عزیزم، چرا یك سر به من نمیزنی؟! كلی خرید دارم. بدبخت شوهر هم میگه: چشم خانوم، حتماٌ یك سر میام. هنوز گوشی رو نگذاشته بوده زمین كه زن دومش زنگ میزنه و باز با همون تریپ عشوه میگه: عزیزم چرا نمیای پیشم، مگه نمیدونی مریض احوالم؟! و باز هم تركه میگه: چشم عزیزم، حتما میام پیشت. خلاصه عصر میشه و ترك عزیز قصه ما اول میره یك سر به زن اولش میزنه و خلاصه یوخده اوضاع گرمتر از معمول میشه و كار به جاهای باریك میكشه. كارشون كه تموم میشه، تركه میگه: خوب عزیزم پاشو بریم بزازی لباس بخریم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده میگه: نه عزیزم باشه یك وقت دیگه. خلاصه ترك نازنین قصه ما هم خداحافظی میكنه و میره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نیست كه اونجا هم دكتربازی به جاهای باریك میكشه و جناب شوهر یك ربع تلنبه زدن پیاده میشه!! كارشون كه تموم میشه، باز تركه میپرسه: عزیزم میخوای بریم دكتر معاینت كنه؟ زنه هم میگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ میریم! بعد از پایان هر دو ماجرا، تركه كیرشو در میاره میگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یارو ازون تیمسار كس‌خلای تیر بوده، یك روز كله سحر میاد پادگان به اولین نفری كه میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو كردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میكنه، با خودش میگه باز این میخواد یك چیزی از دهن ما بكشه بیرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته میگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تیمساره شاكی میشه، میگه: خاك بر سر احمقت كنند! میره یكم جلوتر، یك گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یكم من و من میكنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاكی‌تر میشه، میره یكم جلوتر میبینه یك سرباز صفر داره جارو میكشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو كردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره كف میكنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! تركه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بكنیم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هركار میكرده نمیتونسته كلید رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میكنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد میزنه: اصغر اقا كلید بندازم؟! تركه میگه: نه بابا كلید دارم، سوراخ بنداز!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
از تركه میپرسن: به نظر شما اگه آمریكا افغانستان و عربستان رو بگیره، به كره و چین هم حمله كنه تكلیف ایران چی میشه؟ تركه میگه: ایلده چی میشه نداره كه، ایران میره جام جهانی!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یك ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میكنه. همون وقت یك بابای دیگه‌ای داشته یك پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه ترکه عادت داشته دستش رو به دماغش بزنه و بعد بماله دیوار یه روز میره سینما از شانس بد میشینه جایی كه اصلا دیوار نبوده دستش رو میزنه دماغش میبینه دیواری نیست به بغل دستیش میگه -این رو دست دست كنین بمالین دیوار لطفا"
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای تركه می‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
ترکه كنار ساحل نشسته بود و هی میگفت:
بارك الله اصگر, آفرین اصگر.
از او پرسیدند:
چرا اینقدر اصغر رو تشویق میكنی؟
باهم مسابقه نفس گذاشتیم, اصگر دو ساعته زیر آبه اما هنوزم نفس داره!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++++++++
یه شب ! یه تركه مرجع تقلید میشه و فرداش رساله چاپ میكنه احكام نماز رو اینطوری مینویسه كه بر برادران و خواهران مسلمان حرام است رو به سوی كعبه نماز بخوانند.!ملت میان میگن حاجی جون اینا كه احكام بول و غائطه میگه ایلده شما هم ریدین با این نماز خوندنتون!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه كیرش می خوابه، تخماش رو میدزدن!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
از تركه میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه: ای بابا! مثل اینه كه بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه میره دكتر، میگه: آقای دكتر، این كیر ما چندوقته خیلی درد میكنه! دكتره ناراحت میشه، میگه: عزیز من، این چه طرز صحبت كردنه؟! آخه قباحت داره! نگو كیرم، بگو عضوم. تركه یك نگاهی به دكتره میكنه، میگه: آقای دكتر یك مرتبه بفرمایید كه ما دوساله تو كتابخونه محل كیریم دیگه!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
پسر تركه میره پیش یك افسره پلیس، ازش می پرسه: ببخشید ساعت چنده؟
یارو میگه: ده دقیقه به ده.
میگه: ساعت ده بیا بكنمت! بعد هم می زنه به چاك،
افسره هم میفته دنبالش. پسره می دوه تو خونشون، درو پشت سرش می بنده. پلیسه در خونه رو میزنه، تركه میاد دم در، ‌میگه: ‌بعله؟
افسره نفس-نفس زنان میگه:‌ آقا این چه وضعیه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بیا بكنمت!! تركه هم میگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقیقه مونده!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
یه جشنواره شكار بوده تو جنگل های آمازون. یه آمریكاییه بوده، یه انگلیسیه با یه تركه. آمریكاییه میره چند تا خرگوش و گوزن میزنه، انگلیسیه هم میره چند تا آهو و خرگوش و یه چند تا حیوون دیگه میزنه. نوبت تركه میرسه، میره دو تا خرگوش میاره، بهش میگن: چی شد، فقط همین دو تا رو زدی؟! میگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خیلی بزرگ بودن نتونستم بیارمشون . میگن : دونشوت دیگه چیه؟ ‌این چه نوع حیوونیه؟! تركه میگه: ‌والله منم نمیدونم، امایه حیوونایی وایساده بودن هی اینجوری میكردن: DON'T SHOOT!!! DON'T SHOOT!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه مادر پدرشو میكشه، ازش می‌پرسن: چرا این بدبختا رو كشتی؟ میگه: بعد از چهل سال به رابطه كثیفشون پی بردم!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه داشته خاطره تعریف میكرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش می‌سوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه تركه تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من تركم نمیفهمم، كم‌كم داری فرار میكنی‌ها!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
به تركه میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی كار میكنی؟‌ میگه: میفروشم میرم خارج!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
به تركه میگن: یه پستاندار پرنده نام ببر، میگه: مهماندار هواپیما!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه میره دكتر ، میگه: آقای دكتر من یه بیماری دارم، ولی نخندی ها! دكتره میگه: نه بابا مریضی كه خنده نداره ، بگو . تركه دوباره میگه: نه آقای دكتر تو رو خدا نخندی ها! دكتره میگه: نه عزیزم خنده نداره كه، ما كارمون اینه، بگو. تركه میگه: آخه آقای دكتر من یه تخمم بزرگتر از اون یكیه! دكتره میگه: این كه خنده نداره، خوب یه بیماریه، میتونم ببینم؟ تركه میگه: آقای دكتر قول دادی نخندی ها! بعد یه تخم قد یه توپ بسكتبال در میاره می گذاره رو میز! دكتره میزنه زیر خنده . تركه میگه: دیدی آقای دكتر! حالا كه خندیدی، بزرگه رو نشونت نمیدم !!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ +++++++++
تركه داشته برای رفیقش تعریف می كرده كه: آره نمیدونی اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفیقش میگه: آخه چرا، چی شده؟ میگه: پریروز این خانوم صالحی، منشی ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصی میخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا این كه شرمندگی نداره. میگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصی دادم رفت، بعد اون یكی كارمندمون اومد، اونم مرخصی میخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد یكی یكی همه كارمندامون اومدن مرخصی خواستن، منم به همشون مرخصی دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا مرخصی دادن كه شرمندگی نداره. میگه: نه آخه، بعد از یك مدت این منشیه زنگ زد، گفت امشب بیاین خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، دیدم خانم منشی تنهاست، با عشوه بهم گفت: من میرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندین من الان میام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از یك مدت در رو باز كرد، دیدم همه كارمندا و خانوم بچه ها جمعند، برای من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفیقش میگه: بابا اینكه شرمندگی نداره، باید خوشحال میشدی. تركه میگه: آخه من لخت وایستاده بودم!!!
نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در چهارشنبه 1385/09/15 ساعت 13:7 | لینک ثابت |

Khakbar Saret Kheili Ani . Hamishe 2 Ghalbe Mani .  Ridam Be Oon Ghiafat .  Dooset Daram..!!! KESAFAt!

 

...........................

نگاهم با نگاهت كرد برخورد/ خدا مرگت دهد حالم بهم خورد

----------------------------------------------------------------------------

ازمرده مي پرسن دوران نامزدي مثل چي مي مونه درجاب ميگه مثل اينكه پدرت يه دوچرخه برات بخره ولي نزاره سوار بشي

----------------------------------------------------------------------------

يك قزويني ميره چندنوع محصول تبرك ميخره ميخوادحساب كنه ميگه پس حميدش كو

---------------------------------------------------------------------

استاندار رشت اعلان كرد امسال 90 درصد بچه هايمان را خودمان توليد مي كنيم

---------------------------------------------------------------------

يه روز يه رشتيه به زنش ميگه اگه بعد مرگم تو به من خيانت كني من تنم تو گور ميلرزه يه سال بعد مرگش تو اون دنيااسمشو ميزارن اصغر ويبره

--------------------------------------------------------------------

قسم می خورم که عاشقت شدم . وقتی باران می بارد می دانم که می آییی ووقتی که می روی با عشق به بارانی دیگر می اندیشم

----------------------------------------------------------------

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه"

----------------------------------------------------------------

رشتيه زنش زايمان مي کنه با دسته گل ميره بيمارستان به زنش مي گه مادر شدنت رو بهت تبريک مي گم زنش مي گه ايشالله يه روزي تو هم پدر شي

-------------------------------------------------------------

فرق آدما با سگا اينه که آدما اين قابليت را دارن که مثل سگ دروغ بگن ولي سگا از اين کارا بلد ني           ---------------------------------------------------------------------

yeki bood yeki nabood....vaghti in yeki bood oon yeki nabood vaghti oonyeki bood in yeki nabood ... kholase ma ham nafahmidim ke ki boodo ki nabood amma fahmidim ke hichvaght oon yeki ba in yeki nabood

--------------------------------------------------

دستام خسته شدن، پاهام تاول زدن، از کمر افتادم، ديگه جون ندارم. دارم می ميرم. اگه می شه از اندی بپرس خوشگلا تا کی بايد برقصن؟

----------------------------------------------------------

 

 

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي

-------------------------------------

 

ازراعيل ميره سراغ قزوينيه ميگه شناسنامت كجاست ميخوام باطلش كنم قزوينيه ميگه زيرفرشه

--------------------------------------

 

يه روزيه تركه داشته سرشو ازروي كلاه مي خوارونده يه لره بهش ميگه چرا داري سرتو از رو كلاه مي خواروني تركه بهش ميگه مگه تو باسنت مي خاره شلوارتو مي كشي بايين مي خوارووني

-------------------------------------------------------

 

گر بميرد پسري دختري ترشيده ِِشود. گر بميرند پسران كل جهان ليته شود !!

گر بميرد دختري جاي او رويد گلي . گر بميران دختران دنيا گلستان مي شود.

----------------------------------------------------

به تركه ميگن خيلي باحالي !!!!
ميگه ما بيشتر

 

----------------------------------------------------------------

اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله)

 

-------------------------------

روزي يك سير ويك پياز دوايشان مي شود سير به پيازميگود شانس اوردي كه سيرم وگرنه می خوردمت

------------------------------------------------

روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت اهويي شكار كرد كه سر نداشت وانرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت

------------------------------------------------

 

به يه ترکه ميكن زندگي مثل چيه ؟ ميگه دايره زندگي مثل مستطيل سه ضلع داره عشق و محبت .

------------------------------------------

رشتيه شب ميخاسته بره دستشويي به زنش ميگه جاي منو نگه دار الان ميام

-----------------------------------------------

يه تركه زياد بلند پروازي ميكرده, با ضدهوايي
ميزننش.

---------------------------------------------------------------

1تركه به يه تيمسارمي رسه ميگه آقاشماسربازي؟ تيمساره كه ميبينه طرف تركه مي گه آره! تركه مي گه پس گه مي خوري لباس تيمسارهارو مي پوشي.

------------------------------------

يه روز يه تركه ميره توالت درو باز ميزاره ازش مي پرسن دليلش چيه؟ميگه اينجوري حسش بيشتره

------------------------------------

توي زلزله بم يه آباداني رو از زير آوار مي كشن بيرون ميگه ولك ويبره موبايل رو حال كردي

------------------------------------------

به تركه مي گن خسته نباشي ميگه:حالا اگه باشم ميخاي چه غلطي كني

-------------------------------

ترکه ميره بيمارستان آمپول بزنه پرستاره بهش ميگه که شلوارتو دربيار ترکه ميگه من خجالت ميکشم اول شما دربياريد !!!!!

----------------------------------------------

يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي ميگه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال ميكني؟

---------------------------------

مامورآمارميره درخونه رشتيه روميزنه.زنش در روبازميكنه.اززنه ميپرسه شماچندنفرين.زنه يه قري مياد ميگه شماچند نفرين

------------------------------------

2 تا ترك ميرن قله اورست رو فتح كنن وسط راه سردشون ميشه براي اينكه گرمشون بشه به خودشون تلقين ميكنن هوا گرم. بعد از 1 هفته روزنامه ها تيتر ميزنن 2 ترك در ارتفاعات هيماليا بر اثر گرمازدكي جان دادن.

---------------------------------------

Ye bar yeh pirehzaneh shortesh golgoli budeh miguzeh golash par par misheh

--------------------------------

یه ترکه سرش میخوره به میله , میله باد میکنه

--------------------------------------------

يه روز يه قزوينيه انگشتش ميسوزه سكته ميكنه

--------------------------------------------------

طبق قانون دوم نيوتون وقتي دستشويي ميرويد هميشه منتظر
جاذبه زمين نباشيد خودتان هم كمي زور بزنيد

---------------------------------------------------------------

سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل!

--------------------------------

اگه سه تا پسر بشینن سر سه تا سیخ میشه سه تا سیخ جیگر اما اگه سه تا دختر بشینن ر سه تا سیخ نتیجش 9 ماه بعد معلوم میشه

----------------------------------------

شجاع ترین انسان روی کره زمین امام جمعه مسجد قزوین

-------------------------------------------

چشمانت وقتي زيباست كه مال اشك باشه اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه...

.......................................................................

تو اين دنيا سه تا دوست دارم ...خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه روزام مي خوام دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام

....................................................

 

manam toro mikhamet na be khatere refaghatert na be khatere sherafatet na be khatere hesadatet faghat bekhatere khode kesafatet

 

………………………………………………………………..

be Torke migan ostureye moghavemat kiye?

mige morgh;migan chera?mige age tunesti 30 saneiye roo tokhmet beshini.

……………………………………………..

salha bood tora mi kardam;hame shab ta be sahargah doa

yad dari ke be man mi dadi;darse azadegio mehro vafa?

hame kardand;chera man nakonam;vasfe rooye zibaye to ra?

……………………………………………

cheshmaye to baram mesle ye darya mimoone,ejaze midi joorabamo toosh beshooram...???!!!!

………………………………………………….

hosolomsorororotomchokorkonoso!

(in sms labhaye shoma ra be shekle koone morgh mikonad va arzeshe digari nadarad!)

…………………………………………

Bito mahtab shabi baz az an koche gozashtam,fekr nakon yade to bodam!bikar bodam
dashtam migashtam!?

……………………………………….

khastam esmeto bezaram gol didam pajmorde mishi;bezaram khorshid goftam ghorob
mikoni;bezaram mah didam roza nemibinamet,esmeto gozashtam khaye ta hamishe
avizonam bashi.

…………………………………………

 

نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/08/18 ساعت 23:14 | لینک ثابت |

به قزوينيه ميگن دوست داري با کي ازدواج کني؟ ميگه با يه برره‌اي! ميگن چرا؟ ميگه آخه شبا کنار برادر زنش مي‌خوابم!
--------------------

پيرزنه رفته بوده مکه، وقتي برمي‌گرده توي ساکش يه بطري نصفه و مصرف شده ويسکي پيدا مي‌کنن. بهش مي‌گن حاج خانوم از شما ديگه اين کارا بعيده. ميگه مادرجون منکه نمي‌تونستم دور خونه خدا بگردم. اين رو برده بودم اونجا که بخورم تا خونه خدا دور سرم بگرده!

----------------

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچه همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست!

--------------------

آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

---------------

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

----------------

يه روز انکبوته اکس ميترکونه شروع مي کنه به فرش بافتن

--------------

.::زنده بودن يعنی مفيد و موثر بودن::.

 

 

نوشته شده توسط هومن (مدیر وبلاگ) در پنجشنبه 1385/08/18 ساعت 16:20 | لینک ثابت |

 


IRBCentral.com Banner Exchange

business articles